خامـوش شـدند همه ی احساسات در مـن

خامـوش شـدند همه ی احساسات در مـن
درست مـثل سیگاری نیــمه
که پــرت کـرده بـاشـند مـیان جوی آب
دیدگاه ها (۱)

تو رفتی و ندانستی برایت من چه ها کردممیان گریه خندیدم که تو ...

درست میانِ خنده‌هایت، گودالی از آرامش ساخته می‌شود؛ از دیدن ...

قسمت بودی..!

نیمه گمشده ام اگه قرار نیست مثل استفن با اجبار ی اصیل بخاطر ...

بچه ها من میرم شیشم متولد 93 ام و نیمه ی اولم باید میرفتم هف...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

خداحافظ ای جوانی من خداحافظ یار نیمه راهم خداحافظ ای همه ی ...

.شادی داشتنتشادی بغل کردنسازی ست کهدرست نمی‌شناسمشدرست می‌نو...

پژواک

دوستت دارم و دیوانه ی چشمان تواممثل یک کلبه ی ویران شده ویرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط