{ خوانواده بی ارامش }

پارت:۱


ویو ات:

باز دعوا اه

بعد ازدواج من و نامجون فقط دعوا
خوب چرا فرق می زاره؟

+نامجون اه چرا فرق می زاری؟

_من فرق نمی زارم(عربده)

کتش رو پوشید و رفت بیرون

ات نشست یک جا و شروع کرد گریه کردن

۲ساعت بد:
ویو نامجون:
نباید سرش داد می زدم
رفتم گل خریدم براش و رفتم خونه
داشت گریه می کرد

_پرنسس ببخشید
+برو

گل رو گرفت سمتش
_بفرما

+مرسی
گل رو گرفت

شب ساعت ۸:
علامت انیا ^

^باباااا
_جونم
^می خوام برم کلاپ پول بده
(انیا ۱۷ سالشه)
_ریختم برات
^خدافظ
علامت بوگوم٪

٪مامان مامان(ذوق)
+جونم شازده‌کوچولو مامان
٪امتحانم رو ۲۰ شدمممم
برگه رو داد به ات

+اوه پیش من یک جاییزه خوب داری
سر بوگوم رو بوسید
نامجون رفت طرف بوگوم و جلوش زانو زد

_بده ببینم(جدی)
نگاه کرد و دستی رو سر بوگوم کشید
_افرین
بلند شد

ات رفت جلو نامجون
+بالاخره باهاش خوب بودی
همو بغل کردن
ساعت ۱۱ شب:

_این دختره کجا رفتههه
+اروم باش
زنگ در خورد
^من اومدم(مست)
یک وسره ۲۸ ساله پشتش بود
$سلام (مست )
_این کیه؟(عصبی)
^...‌‌‌‌......

___

پارت اولش خوب شده؟
و لی لی خیلی نقشه کشیدم برای این فیک😅🥂
تا پارت بعدی بوس بایی
دیدگاه ها (۲۳)

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

#میکاپ_آرتیست_من

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

ازدواج اجباری

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇24ویو هویج:حیاط مدرسه شلوغ بود.زنگ تف...

ادامهانیا میاد بیوفته.........لوکاس می گیرت.شدامیان از عصبان...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔ویو آنیا بیدار شدم ساعت 1 ظهر بودددداین...

ادامه دکتر :خطر رفع شد ولی یه امشبو تو مراقبت هایه ویژه میگذ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۹//یونا فهمیده اعضا اتو دوست دارن نقشه ریخته که داداشش ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط