بـه پیـرامُـن کـوهسـاری بلـنـد
بـه پیـرامُـن کـوهسـاری بلـنـد
دیـاری ست پر مـایـه و ارجمنـد
ده و بیشـه و دشـت و آب روان
زمینـی چو خورشیـد روشن روان
گرانبـار کـوهـی بلـنـد اختـری
سپهـر افسـری ایـزدی گوهـری
همانا که آن مـرز مینـو سرشت
بوَد لختی از خاک خـرّم بهشت
گریبـانش از گوهـر آکنـده است
عبیرش به دامـان پراکنده است
درآن سرزمین کرده جای نشست
نـژادی جوانمـرد و ایران پرست
دلیر و گران سنگ و پولاد خـای
سرافراز و با نـام و جنگ آزمای
سـواران شـیـر افـکـن پـیـلتـن
پدر بر پـدر گُـرد و شمشیـر زن
گروهی چو خورشیـد روشن گرا
تبـاری ز خـورشیــد روشن تـرا
مر آن مـرز را بختیاریسـت نام
که بادش جهان رام وگردون به کام
گر ایران زمین بختیـاری نداشت
بر آنم که از بخـت یاری نداشت
همه مردمش گُرد و شیر اوژننـد
تو گـوئی مگر کـوهی از آهننـد…
شعر از استاد پژمان بختیاری
کانال رسمی بختیاری ها
دیـاری ست پر مـایـه و ارجمنـد
ده و بیشـه و دشـت و آب روان
زمینـی چو خورشیـد روشن روان
گرانبـار کـوهـی بلـنـد اختـری
سپهـر افسـری ایـزدی گوهـری
همانا که آن مـرز مینـو سرشت
بوَد لختی از خاک خـرّم بهشت
گریبـانش از گوهـر آکنـده است
عبیرش به دامـان پراکنده است
درآن سرزمین کرده جای نشست
نـژادی جوانمـرد و ایران پرست
دلیر و گران سنگ و پولاد خـای
سرافراز و با نـام و جنگ آزمای
سـواران شـیـر افـکـن پـیـلتـن
پدر بر پـدر گُـرد و شمشیـر زن
گروهی چو خورشیـد روشن گرا
تبـاری ز خـورشیــد روشن تـرا
مر آن مـرز را بختیاریسـت نام
که بادش جهان رام وگردون به کام
گر ایران زمین بختیـاری نداشت
بر آنم که از بخـت یاری نداشت
همه مردمش گُرد و شیر اوژننـد
تو گـوئی مگر کـوهی از آهننـد…
شعر از استاد پژمان بختیاری
کانال رسمی بختیاری ها
- ۴۵۸
- ۱۳ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط