❤️🍃

❤️🍃
بنگر چگونه
موج می زند
دیوانگی ام!!......
.

خیالت را تن کرده ام!
در برهوتی از بی تو بودن ها
.
پنجره را باز می کنم
تو را می بینم!!!
کوچه بی قرار از وداع تو!
در و دیوار خانه
نگاهت را قاب گرفته اند
به کجا روم
که عطرت
نلرزاند جانم را!؟

عطر تنت را به آغوش می کشم
حست میکنم...
آن زمان است
که
باران می زند....!🌧
ماه می گرید!🌙
آسمان چادر سیاهش را پهن می کند
پُر میشود از خیالِ بی تابِ شب...

تو اینجایی
کنارِ اغوشم
رخنه در وجودم

تو از رگ هایم
آشکارتری !!!

#نسیم_محمدی
دیدگاه ها (۱)

شعرهایماز حریر تن تومی رؤید...قد می کشدهمچنان سرو سپیدسایه م...

مرگ در زندگی

مهرانگیزی چشمانت را به رقص در می اورمانگشتان نحیفم را از معب...

روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیست در وجودم سنگ روی سنگ دی...

روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیستدر وجودم سنگ روی سنگ دیگ...

روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیستدر وجودم سنگ روی سنگ دیگ...

روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیستدر وجودم سنگ روی سنگ دیگ...

.روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیستدر وجودم سنگ روی سنگ دی...

شب که می‌شود، تو هم نزدیک‌تر می‌شوی جانم.خودت نه، اما خیالت،...

حسین معاصر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط