آمدم نفرین کنم آتش بگیری بی وفا

آمدم نفرین کنم آتش بگیری بی وفا

فکر آن "درد و بلای تو به جانم" ها نذاشت!..

#الف_مهاجر
#تک_بیتی_دو_بیتی
دیدگاه ها (۱)

بوسه بر تو میزنم تا رفع بلای خود کنم، دور می‌شوی ز من و درد ...

۱۸ آگوستوقتی تو را دیدم شروع کردم به دوست داشتن درد هایم شای...

🔴 و چه وفادارست غم در این وطن🇮🇷ان‌شاءالله درد و بلای این خان...

بعضی‌ها فکر می‌کنند وقتی زخمت زدند، قصه‌ات تمام شده؛ نمی‌دان...

دوست به کین است و آسمان به کمینم خستـه دل از دست آسمان و زمی...

نه دوری تا انتظارت کشمو نه نزدیکی، تا دیدارت كنمو نه از آن م...

عاشقانه بیادبابا محمد م

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

می خواستم با اخبار بهتری برگردم به آغوشتبا تغییری برگ‌ریزان ...

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط