p1

#درخواستی
#شاهزاده_خشن_من

صبح بود و هوا دلگیر بود تهیونگ که مانند شاهزاده زندگی میکرد از خواب بیدار شد ولی یک مشکلی بود... اون از خانوادش یک بیماری به ارث گرفته بود که اگه صبح قرصاشو نخوره حالش بد میشه و شب که بسه به خاطر قرصا ها رفتارش عین افراد مست میشه..... ـ
هیچ وقت بیماریش به سطح خیلی بد نرسیده بود تا......
یک روز طوفانی تهیونگ حالش خیلی بد میشه که وسط خونه بالا میاره
خدمه: ارباب لطفا بلند شید بریم بیمارستان
ته: نیاز نیست
خ: ولی...
ته: گفتم نیازی نیست
خ: بله ارباب
خدمه دید که تهیونگ مقاومت میکنه با خودش فکر کرد شاید میترسه و به غرورش بر میخوره که نمیگه پس به نگهبان ها گفت برن و یک پزشکی رو بدزدن و بیارن چون اربابشون حالش خوب نیست
بادیگارد ها که رفتن اجوما که رفته بود برای خرید اومده بود خدمه سریع براش همه چی رو توضیح داد
ات ویو
یک روز خیلی هوا بارون میزد و طوفانی بود من توی اتاق کار بیمارستان بودم و داشتم کارام رو میکردم که دیدم چند تا مرد اومدن تو اتاقم و من رو بیهوش کردن بیدار شدم توی یک عمارت بزرگ بودم
پایان ویو
بادیگارد: ب
ب: ارباب ما حالش بده
ات: تو کی
ب: ارباب ما مریض باید درمانش کنی
ات: من اینکارو نمیکنم
ب: یا درمانش میکنی یا........
ات: یا؟
ب: میکشیمت
ات هم ترس قبول کرد و گفت
ات: قبول ولی وسا.....
ب: تو اتاق همه چی هست
خدمه: همراهم بیا خانوم.....
ات: اسمم ات هست جئون ات
خدمه: همراهم بیا
ات رفت تو اتاق و با یک مرد ترسیده و گوشه ای نشسته مواجه شد
ات ویو
رفتم و با مرد که انگار ترسیده مواجه شدم چهرش اشنا بود که یک دفعه یاد دوست بچگیم که روش کراش داشتم افتادم.... واستا اون خودشه کیم تهیونگ... باورم نمیشه خیلی فرق کرده
پایان ویو
ات: خب اقای کیم تهیونگ
ته: اسم من رو از کجا میدونی؟
ات: ولش کن حالا بیا میخوام معاینت کنم
ته: من خوبم اصلا تو کی
ات: من دکترم و تشخیص میدم شما خوب نیستی
ته: ولی...
ات: ولی و اما نداریم بیا جلو تر کمرم شکست
ات شروع کرد به
معاینه کردن ته و تهیونک اصلا از ات خوشش نمیومد چون داره به زور معاینش میکنه
دیدگاه ها (۰)

#میکاپ_آرتیست_من

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۳

پارت 45╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌲 کلبه‌ی جنگلی 🌲╚═══.·:·.💜.·:·.═══...

مربی موتور سوار

گمشده در روشنایی. P 4

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط