قصه چهاردهم: معاویه. (قسمت دوم)
خَسف | قصه چهاردهم
دشمنی که شاخه زیتون را با دستکش آهنین آورد
تقابل با امام علی (ع): بازی بیقواعد
وقتی امام علی (ع) به خلافت رسید،
همه والیان را عزل کرد.
به معاویه هم پیغام داد: «استعفا بده.»
معاویه پاسخ داد: «نه.»
نامهنگاریهایشان مشهور است.
امام علی (ع) مینوشت:
«خلافت حق من است، مثل میراث پیامبر.»
معاویه پاسخ میداد:
«قاتلان عثمان را به من تحویل بده، بعد خلافت را به تو میسپارم.»
این «خونخواهی عثمان»،
شاهکار سیاسی معاویه بود.
او در حالی خود را «خونخواه عثمان» مینامید،
که وقتی عثمان در مدینه محاصره بود،
بارها به او پیغام اضطراری داد تا نیرو بفرستد،
اما معاویه نیرویی نفرستاد.
چرا؟
چون زنده ماندن عثمان، جلوی جاهطلبیهای معاویه را میگرفت.
او عثمان را مُرده میخواست،
تا بهانهای برای جنگ با امام علی (ع) داشته باشد.
این است سیاست معاویه:
استفاده از جنازه رقیب برای نابودی رقیب دیگر.
ماجرای صفین:
وقتی شکست خورد، اما باخت را برد کرد
در صفین، معاویه در آستانه شکست کامل بود.
مالک اشتر تا خیمهاش پیش رفته بود.
اما عمروعاص، مشاورش، نقشه «قرآن بر نیزه» را کشید.
معاویه بلافاصله اجرا کرد.
قرآنها را بالا بردند.
فریاد زدند:
«بیایید کتاب خدا میان ما داوری کند!»
این کار، یک نمایش رسانهای بود.
هدفش فریب سادهلوحان سپاه امام علی (ع) بود.
و موفق شد.
در حکمیت،
ابوموسی سادهلوح به اجبار از طرف امام علی (ع)،
عمروعاص دغلباز از طرف معاویه.
نتیجه را که میدانی:
امام، خلع شد. معاویه، نصب.
حالا دقت کن:
معاویه در صفین، نظامی شکست خورد، اما سیاسی پیروز شد.
او فهمیده بود که در جنگ با امام علی (ع)،
نباید به دنبال پیروزی میدانی باشی.
باید به دنبال شکستن اجماع باشی.
باید سپاه امام علی (ع) را از درون بپاشانی.
و این کار را کرد.
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
#خسف #معاویه #صفین #جنگ_نرم #رسانه #دشمن_شناسی #قرارگاه_بصیرت
دشمنی که شاخه زیتون را با دستکش آهنین آورد
تقابل با امام علی (ع): بازی بیقواعد
وقتی امام علی (ع) به خلافت رسید،
همه والیان را عزل کرد.
به معاویه هم پیغام داد: «استعفا بده.»
معاویه پاسخ داد: «نه.»
نامهنگاریهایشان مشهور است.
امام علی (ع) مینوشت:
«خلافت حق من است، مثل میراث پیامبر.»
معاویه پاسخ میداد:
«قاتلان عثمان را به من تحویل بده، بعد خلافت را به تو میسپارم.»
این «خونخواهی عثمان»،
شاهکار سیاسی معاویه بود.
او در حالی خود را «خونخواه عثمان» مینامید،
که وقتی عثمان در مدینه محاصره بود،
بارها به او پیغام اضطراری داد تا نیرو بفرستد،
اما معاویه نیرویی نفرستاد.
چرا؟
چون زنده ماندن عثمان، جلوی جاهطلبیهای معاویه را میگرفت.
او عثمان را مُرده میخواست،
تا بهانهای برای جنگ با امام علی (ع) داشته باشد.
این است سیاست معاویه:
استفاده از جنازه رقیب برای نابودی رقیب دیگر.
ماجرای صفین:
وقتی شکست خورد، اما باخت را برد کرد
در صفین، معاویه در آستانه شکست کامل بود.
مالک اشتر تا خیمهاش پیش رفته بود.
اما عمروعاص، مشاورش، نقشه «قرآن بر نیزه» را کشید.
معاویه بلافاصله اجرا کرد.
قرآنها را بالا بردند.
فریاد زدند:
«بیایید کتاب خدا میان ما داوری کند!»
این کار، یک نمایش رسانهای بود.
هدفش فریب سادهلوحان سپاه امام علی (ع) بود.
و موفق شد.
در حکمیت،
ابوموسی سادهلوح به اجبار از طرف امام علی (ع)،
عمروعاص دغلباز از طرف معاویه.
نتیجه را که میدانی:
امام، خلع شد. معاویه، نصب.
حالا دقت کن:
معاویه در صفین، نظامی شکست خورد، اما سیاسی پیروز شد.
او فهمیده بود که در جنگ با امام علی (ع)،
نباید به دنبال پیروزی میدانی باشی.
باید به دنبال شکستن اجماع باشی.
باید سپاه امام علی (ع) را از درون بپاشانی.
و این کار را کرد.
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
#خسف #معاویه #صفین #جنگ_نرم #رسانه #دشمن_شناسی #قرارگاه_بصیرت
- ۱۶.۷k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط