...
...
در شب دامادی ام دلتنگ چشمانت شدم
تو شدی پاییزی و من مثل بارانت شدم
در کنارم دختری دارد عروسم می شود
در میان شادی اش بی تاب و گریانت شدم
عاقدی در رو به رو خود را وکیلم می کند
در جواب عاقدم خیره به دستانت شدم
رفته ای از پیش من اما وفادارم به تو
مرد چشمانت منم با آنکه ویرانت شدم
عاقبت در آن جهان من می شوم داماد تو
می شوی لیلای من با آنکه حیرانت شدم
این غزل غمگین ترین شعر جهانی می شود
از غم دلتنگی ات اینجا غزل خوانت شدم
عاشقت مانده هنوز این مرد بوشهری تو
با همین موی سفید امضای پیمانت شدم...
در شب دامادی ام دلتنگ چشمانت شدم
تو شدی پاییزی و من مثل بارانت شدم
در کنارم دختری دارد عروسم می شود
در میان شادی اش بی تاب و گریانت شدم
عاقدی در رو به رو خود را وکیلم می کند
در جواب عاقدم خیره به دستانت شدم
رفته ای از پیش من اما وفادارم به تو
مرد چشمانت منم با آنکه ویرانت شدم
عاقبت در آن جهان من می شوم داماد تو
می شوی لیلای من با آنکه حیرانت شدم
این غزل غمگین ترین شعر جهانی می شود
از غم دلتنگی ات اینجا غزل خوانت شدم
عاشقت مانده هنوز این مرد بوشهری تو
با همین موی سفید امضای پیمانت شدم...
- ۱.۶k
- ۱۰ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط