{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا آینہ رفتم ڪہ بگیرم خبر از خویش

تا آینہ رفتم ڪہ بگیرم خبر از خویش

دیدم ڪہ در آن آینہ هم جز تو ڪسے نیست

من در پے خویشم، بہ تو بر مے‌خورم اما

آن‌سان شده‌ام گم ڪہ بہ من دسترسے نیست

آن ڪهنہ درختم ڪہ تنم زخمے برف است

حیثیت این باغ منم، خار و خسے نیست

امروز ڪہ محتاج توام، جاے تو خالے است

فردا ڪہ می‌آیے بہ سراغم نفسے نیست
دیدگاه ها (۱)

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪﺗﻤﺎ...

چاقو اسماعیل را نکشت ... آتش ابراهیم را نسوزاند ... نهنگ یون...

هیچوقت… داشته هایت را به نداشته هایت نفروش !!!شاید وقتی به ن...

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌بَسیطُ الحقیقة : حُکَما گفته‌اند؛ بَ...

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول : حضرت امام سجاد علیه السلام ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

╭──────────────────────────────╮مانیفست بهرام محمدیبازتعریفِ...

╭──────────────────────────────╮مانیفست بهرام محمدیبازتعریفِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط