قسمت سوم..
قسمت سوم..
8.سوءظن و بدگمانی دیگران
مشاهده¬ی ارتباط دختر و پسر معمولا به سوءظن و بدگمانی دیگران منجر میشه.یعنی اونهای که این دختر و گسر رو با هم میبینن هرچند به قول خودشون این رابطه پاک و صرفا گفتوگو و معاشرت باشه-نسبت به این¬دو،سوءظن و گمان بد پیدا میکنن (گرچه سوءظن هم نیست و اونها واقعا دارن گناه میکنن)
حالا ممکنه بلافاصله بگید : «مردم هرجودی میخوان فکر کنن.اصلا برای ما مهم نیست که مردم چی فکر میکنن و چه قضاوتی درباره ما میکنن»در جواب باید بگیم اصل اینکه انسان نباید به قضاوت¬های دیگران اهمیت بده درست، منتها به شرط اینکه عملکرد درستی داشته باشه و خودش کاری نکنه که باعث سوءظن دیگران بشه، مثلا اگه کسی توی خیابون داره راه میره و مردم به دلیل رنگ تیره پوستش (که ناشی از دیالیز یا بیماری کلیویه) در موردش قضاوت کنن که معتاده، اهمیتی نداره. اما اگه من سه تا دوست صمیمی داشته باشم که همشون معتادن، طبیعیه مه نشست و برخاست و معاشرت با اینها باعث میشه مردم در مورد من منفی فکر کنن و منو هم مثل اونها فرض کنن حتی اگر من پاک باشم و بری از اعتیاد. در اینجا، عامل این سوءظن منم !
در واقع من باید از رفتار های که موجب قضاوت منفی دیگران میشه پرهیز کنم و بعد از اون به حرف و قضاوت مردم بی اعتنا باشم.بنابراین دوستی با جنس مخالف، حرکت درست و مثبتی نیست که بعد بگیم "مردم هرچی میخوان بگن و فکر کنن برام اصلا اهمیت نداره."همین سوءظن و بدگمانی میتونه فرصت¬ها و موقعیت های عالی من رو ازبین ببره. مثلا پسری که دختری رو دیده و قصد داره به زودی با همدلی و همراهی خانوادش واسه خواستگاری اقدام کنه، وقتی فردا همین دختر رو با پسری (دوست پسرش) ببینه یا در این باره یکی از اعضای خانوادش بشنوه، هرچند این رابطه پاک و در حد گفت و گو و به قصد ازدواج بوده باشه، قضاوت و برداشت منفی میکنه و خودش و خانوادش از این تصمیم پشیمون میشن. یا اگه پسری فردا بره خواستگاری دختری که قبلا اونو با دختری دیدن، بعید به نظر میرسه اون خانواده و دختر راضی به این ازدواج بشن.
اصل کلام اینه که شما که قصد و نیت بدی نداری و اساسا دختر و پسر هرزه و الوده¬ای نیستید، جرا با یک ارتباط غلط خودتونو در معرض اتهام دیگران قرار میدید و آینده خودتونو به خطر میندازید ؟؟؟
9.کم شدن میل به ازدواج در پسرها و بالا رفت سن دخترها
یکی دیگه از آثار سو< و عمده¬ی این دوستی های قبل ازدواج اینه که تمایل و رغبت پسر ها به ازدواج کم میشه، چه بخوایم و چه نخوایم، یکی از محرک¬های پسر برای اقدام به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، احساس نیازه، وقتی در این رابطه و دوستی با این دختر و اون دختر، نیاز عاطفی و روانی و متاسفانه گاهی نیاز جنسی پسر پاسخ داده میشه، اون دیگه تمایل و انگیزه¬ای برای ازدواج نداره، ضمن اینکه در این شرایط زیر بار یسیاری از شرایط و مسئولیت¬های زندگی مشترک نمیره، طبیعیه که هرچی تمایل به ازدواج در پسر¬ها کمتر شه سن ازدواج دخترها بالاتر میره و بخت ازدواجشون کمتر میشه!
تاسف آوره که خیلی وقتی، بعضی دخترا برای اینکه بخت ازدواجشون بالا بره به دوستی با پسرها تن میدن تا در نهایت، با مدیریت کردن دوستی اونو به مقصد ازدواج برسونن. در صورتی که هرچی رابطه دختر با پسر بیشتر بشه و نیازهای متفاوتش کم و بیش پاسخ داده بشه، تمتیل و انگیزش برای ازدواج کمتر میشه . در حقیقت دخترا برای پاسخ دادن به تقاضای دوستی پسرا، برخلاف صلاح و مصلحت خودشون عمل میکنن و ناخواسته خودشون رو محروم میکنن.فقط در این رهگذر دختری میمونه که عاطفش هراج شده و پاکیش آسیب دیده و مورد سوء استفاده قرار گرفته.
اگه دقت کنین میبینین هرچی توی جامه¬ای (کوچیک یا بزرگ) دوستی¬های دختر و پسر جدی¬تره سن ازدواجم بالاترهو ازدواج کلا کمتره، مثلا در جوامع غربی که روابط دختر و پسر به شدت رایجه و معمولا در همه اینها روابط جنسی هم شیوع فراوان داره، ازدواج اصلا موضوعیتی نداره و عمدتا در سنین بالا و برای رفع تنهای صورت میگیره. برعکس در ایران و شهرهای کوچیکتر و حتی روستاها که روابط دختر و پسر رو شرعا و عرفا قبیح و زشت میدونن، سن ازدواج کمتر و تمایل به ازدواج در پسرها بیشتره و صد البته جامع هم سالم¬تر.
10.عشق¬هی دروغین به تهدید و انتقام تبدیل میشه.
این هوس¬ای گناه آلود که بعضی دختر و پسرا اونهارو عشق¬های پاک و رویای تعبیر میکنن، خیلی هم ناپایداره.از دروغین بودن این به¬اصطلاح عشق¬ها همین بس که توی خیلی موارد وقتی بعد از مدتی دوستی، مثلا دختر میگه این رابطه باید به دلایل متعدد قطع بشه و من دیگه نیستم (مثلا میگه : «من فکر کردم و دیدم این رابطه غلطه»،یا «خانوادم مخالفن»،«ما به درد ازدواج با هم نمیخوریم»،«من میخوام با کس دیگه¬ای ازدواج کنم»...)پسر به ادامه¬ای این رابطه اصرار میکنه، ولی وقتی
8.سوءظن و بدگمانی دیگران
مشاهده¬ی ارتباط دختر و پسر معمولا به سوءظن و بدگمانی دیگران منجر میشه.یعنی اونهای که این دختر و گسر رو با هم میبینن هرچند به قول خودشون این رابطه پاک و صرفا گفتوگو و معاشرت باشه-نسبت به این¬دو،سوءظن و گمان بد پیدا میکنن (گرچه سوءظن هم نیست و اونها واقعا دارن گناه میکنن)
حالا ممکنه بلافاصله بگید : «مردم هرجودی میخوان فکر کنن.اصلا برای ما مهم نیست که مردم چی فکر میکنن و چه قضاوتی درباره ما میکنن»در جواب باید بگیم اصل اینکه انسان نباید به قضاوت¬های دیگران اهمیت بده درست، منتها به شرط اینکه عملکرد درستی داشته باشه و خودش کاری نکنه که باعث سوءظن دیگران بشه، مثلا اگه کسی توی خیابون داره راه میره و مردم به دلیل رنگ تیره پوستش (که ناشی از دیالیز یا بیماری کلیویه) در موردش قضاوت کنن که معتاده، اهمیتی نداره. اما اگه من سه تا دوست صمیمی داشته باشم که همشون معتادن، طبیعیه مه نشست و برخاست و معاشرت با اینها باعث میشه مردم در مورد من منفی فکر کنن و منو هم مثل اونها فرض کنن حتی اگر من پاک باشم و بری از اعتیاد. در اینجا، عامل این سوءظن منم !
در واقع من باید از رفتار های که موجب قضاوت منفی دیگران میشه پرهیز کنم و بعد از اون به حرف و قضاوت مردم بی اعتنا باشم.بنابراین دوستی با جنس مخالف، حرکت درست و مثبتی نیست که بعد بگیم "مردم هرچی میخوان بگن و فکر کنن برام اصلا اهمیت نداره."همین سوءظن و بدگمانی میتونه فرصت¬ها و موقعیت های عالی من رو ازبین ببره. مثلا پسری که دختری رو دیده و قصد داره به زودی با همدلی و همراهی خانوادش واسه خواستگاری اقدام کنه، وقتی فردا همین دختر رو با پسری (دوست پسرش) ببینه یا در این باره یکی از اعضای خانوادش بشنوه، هرچند این رابطه پاک و در حد گفت و گو و به قصد ازدواج بوده باشه، قضاوت و برداشت منفی میکنه و خودش و خانوادش از این تصمیم پشیمون میشن. یا اگه پسری فردا بره خواستگاری دختری که قبلا اونو با دختری دیدن، بعید به نظر میرسه اون خانواده و دختر راضی به این ازدواج بشن.
اصل کلام اینه که شما که قصد و نیت بدی نداری و اساسا دختر و پسر هرزه و الوده¬ای نیستید، جرا با یک ارتباط غلط خودتونو در معرض اتهام دیگران قرار میدید و آینده خودتونو به خطر میندازید ؟؟؟
9.کم شدن میل به ازدواج در پسرها و بالا رفت سن دخترها
یکی دیگه از آثار سو< و عمده¬ی این دوستی های قبل ازدواج اینه که تمایل و رغبت پسر ها به ازدواج کم میشه، چه بخوایم و چه نخوایم، یکی از محرک¬های پسر برای اقدام به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، احساس نیازه، وقتی در این رابطه و دوستی با این دختر و اون دختر، نیاز عاطفی و روانی و متاسفانه گاهی نیاز جنسی پسر پاسخ داده میشه، اون دیگه تمایل و انگیزه¬ای برای ازدواج نداره، ضمن اینکه در این شرایط زیر بار یسیاری از شرایط و مسئولیت¬های زندگی مشترک نمیره، طبیعیه که هرچی تمایل به ازدواج در پسر¬ها کمتر شه سن ازدواج دخترها بالاتر میره و بخت ازدواجشون کمتر میشه!
تاسف آوره که خیلی وقتی، بعضی دخترا برای اینکه بخت ازدواجشون بالا بره به دوستی با پسرها تن میدن تا در نهایت، با مدیریت کردن دوستی اونو به مقصد ازدواج برسونن. در صورتی که هرچی رابطه دختر با پسر بیشتر بشه و نیازهای متفاوتش کم و بیش پاسخ داده بشه، تمتیل و انگیزش برای ازدواج کمتر میشه . در حقیقت دخترا برای پاسخ دادن به تقاضای دوستی پسرا، برخلاف صلاح و مصلحت خودشون عمل میکنن و ناخواسته خودشون رو محروم میکنن.فقط در این رهگذر دختری میمونه که عاطفش هراج شده و پاکیش آسیب دیده و مورد سوء استفاده قرار گرفته.
اگه دقت کنین میبینین هرچی توی جامه¬ای (کوچیک یا بزرگ) دوستی¬های دختر و پسر جدی¬تره سن ازدواجم بالاترهو ازدواج کلا کمتره، مثلا در جوامع غربی که روابط دختر و پسر به شدت رایجه و معمولا در همه اینها روابط جنسی هم شیوع فراوان داره، ازدواج اصلا موضوعیتی نداره و عمدتا در سنین بالا و برای رفع تنهای صورت میگیره. برعکس در ایران و شهرهای کوچیکتر و حتی روستاها که روابط دختر و پسر رو شرعا و عرفا قبیح و زشت میدونن، سن ازدواج کمتر و تمایل به ازدواج در پسرها بیشتره و صد البته جامع هم سالم¬تر.
10.عشق¬هی دروغین به تهدید و انتقام تبدیل میشه.
این هوس¬ای گناه آلود که بعضی دختر و پسرا اونهارو عشق¬های پاک و رویای تعبیر میکنن، خیلی هم ناپایداره.از دروغین بودن این به¬اصطلاح عشق¬ها همین بس که توی خیلی موارد وقتی بعد از مدتی دوستی، مثلا دختر میگه این رابطه باید به دلایل متعدد قطع بشه و من دیگه نیستم (مثلا میگه : «من فکر کردم و دیدم این رابطه غلطه»،یا «خانوادم مخالفن»،«ما به درد ازدواج با هم نمیخوریم»،«من میخوام با کس دیگه¬ای ازدواج کنم»...)پسر به ادامه¬ای این رابطه اصرار میکنه، ولی وقتی
- ۵۲.۹k
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط