خداوندا ، گره بر گره مى خورد به كارهايم گاهى . و در كشمكش
خداوندا ، گره بر گره مى خورد به كارهايم گاهى . و در كشمكش اين پيچيدگى ها ، پيچ مى خورد به سامانم .
و در حوالى همين خستگى ها و نوميدى ها ، به ناگهان خبرى مى شنوم از دورها و نزديك ، از حوادثى كه هزاران شكرانه دارد ، بر من نبودنش .
خداوندا ، در اندوه شاخه ى شكسته ى اقاقى حياط به دلتنگى نشسته بودم كه باغ همسايه مان در شراره هاى آتش سوخت .
الهى مى شنوم صدايت را از دل نشانه هاى ساده ات .
بر جان و دل من است نكته هاى تو
و مصلحت هايت باور من است از عمق جان در تلاش هاى بى نتيجه ام
الهى ، آفتاب تابانت امروز نيز برآمد از پشت پنجره نگاهم ، تا فروزان كند جانم با فروغ زندگى .
تا باقى روز در برد و باخت آن سپاسگزار تاريكى هايى باشم كه نويد روشنى ست
پروردگارا سپاس از صبح امروز ، كه باز هم و باز هم سلامت عزيزانم . قشنگترين هديه ى زندگى به من است .
و دل انگيزترين نغمه است ، صداى شنيدن نفسهايشان بر حرير زندگى
و اين همه را سپاس
و باقى هيچ
و ديگر تلاش من و مصلحت تو
بار الها ، باغچه ى من و باغ همویسگونی هایم در امنيت تو.
سلام، صبح روز دوشنبه بزرگواران گروه بخیر و شادی باد.
و در حوالى همين خستگى ها و نوميدى ها ، به ناگهان خبرى مى شنوم از دورها و نزديك ، از حوادثى كه هزاران شكرانه دارد ، بر من نبودنش .
خداوندا ، در اندوه شاخه ى شكسته ى اقاقى حياط به دلتنگى نشسته بودم كه باغ همسايه مان در شراره هاى آتش سوخت .
الهى مى شنوم صدايت را از دل نشانه هاى ساده ات .
بر جان و دل من است نكته هاى تو
و مصلحت هايت باور من است از عمق جان در تلاش هاى بى نتيجه ام
الهى ، آفتاب تابانت امروز نيز برآمد از پشت پنجره نگاهم ، تا فروزان كند جانم با فروغ زندگى .
تا باقى روز در برد و باخت آن سپاسگزار تاريكى هايى باشم كه نويد روشنى ست
پروردگارا سپاس از صبح امروز ، كه باز هم و باز هم سلامت عزيزانم . قشنگترين هديه ى زندگى به من است .
و دل انگيزترين نغمه است ، صداى شنيدن نفسهايشان بر حرير زندگى
و اين همه را سپاس
و باقى هيچ
و ديگر تلاش من و مصلحت تو
بار الها ، باغچه ى من و باغ همویسگونی هایم در امنيت تو.
سلام، صبح روز دوشنبه بزرگواران گروه بخیر و شادی باد.
- ۱.۶k
- ۰۷ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط