{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت

در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت
او را به سایه از چه سیه پوش می کنی؟


✍🏼فروغ فرخزاد


چون سنگها صدای مرا گوش می کنی
سنگی و ناشنیده فراموش می کنی
رگبار نوبهاری و خواب دریچه را
از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی
دست مرا که ساقه ی سبز نوازش است
با برگهای مرده هماغوش می کنی
ای ماهی طلائی مرداب خون من
خوش باد مستیت که مرا نوش می کنی
تو دره ی بنفش غروبی که روز را
بر سینه می فشاری و خاموش می کنی

✍🏼شعر فروغ
قلب من گویی
در آن سوی زمان جاریست …!
دیدگاه ها (۰)

چون سنگها صدای مرا گوش می کنیسنگی و ناشنیده فراموش می کنیرگب...

چون سنگها صدای مرا گوش می کنیسنگی و ناشنیده فراموش می کنیرگب...

چون سنگ ها صدای مرا گوش میکنیسنگی و ناشنیده فراموش میکنیرگبا...

چون سنگها،صدای مرا گوش می کنی، سنگی و ناشنیده ، مرا فرامو...

چون سنگ هاصدای مرا گوش می کنی سنگی وناشنیده فراموش می کنی رگ...

چون سنگها صدای مرا گوش می کنی <سنگی و ناشنیده فراموش می کنی ...

هشتم دی ماه سالروز تولد فروغ فرخزاد گرامی باد ...چون سنگها ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط