{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاصدک بال بگیر

قاصدک بال بگیر
قصه را تا در درگاه خداوند ببر
راز بگو
که کسی نیست در این عالم خاک
که دلی را به سامان برساند
سالها قصه ناگفته خود را
در چشمهای همان قمری خوش آهنگ شنیدم
که فریاد زنان نام خدا می گفت ولی
هیچ کس فکر نکرد که چرا مهربانی کلید است!
هیچ کس فکر نکرد که چرا دختر کبریت فروش
آرزو دارد و سرد است هوا !
هیچ کس فکر نکرد
چون من
درمانده ز مسکین
چه کسانی شده اند؟
هرکسی در پی کار خودش
چه بد کرد به کارخودش
ولی هرچه بد کرد به این زندگی
بی سرو سامان پر از کوری عقل کرد!

/ سعید
دیدگاه ها (۳)

📸 دبیر ادبیاتی می گفت:این روزها بد جوری از این نسل جدید درما...

اندکی تا‌مل👇 دبیر ادبیاتی می گفت:این روزها بد جوری از این ن...

رمان

قاب بیست و دوم ماه عسلبه گزارش خبرگزاری فارس، شب گذشته بازما...

من از غبار سفرهای دور می آیماز امتداد شب بوف کور می آیممنم ک...

دنبال کار میگرده چون مطلقست..و من در تمام این مدت با حیرت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط