‌حآلَم‌خوب‌نیست

‌حآلَم‌خوب‌نیست
اینومیشع‌ازاستخونآیِ‌قرمِزِمُشتم‌
فهمید
از‌چشآیِ‌دائمابی‌حآلَم
از‌لباسآیِ‌مشکیم‌
ازگوشه‌گیر‌بودنم‌فهمید.
انگار‌تویِ‌دُنیآیِ‌دیگع‌کِ‌عآصِمونش‌
همیشع‌مشکیع‌دآرم‌زندگی‌میکنم‌
بآرون‌همیشع‌دآرع‌می‌بآرع‌و‌خورشید‌
معنآندارع‌
همع‌عآشق‌مآه‌شُدن‌و‌چیزی‌بِ‌‌اسم‌
خوآب‌وجود‌ندارع‌
تو‌دیکشنری‌کلمه‌ای‌ب‌اسم‌حالِ‌خوب‌
وجودندارع
دهنِ‌همع‌رو‌بِ‌پآیینع‌
خیابونآخلوتع‌و‌چرآغ‌تیربرقآی‌کوچه
خرآبع
دآئم‌دلم‌میخوآد‌از‌اینجآفرآرکنم‌وبرم!
امآ‌همش‌یه‌مآنع‌پیدآمیشع‌و‌
برمی‌گردونع‌منو‌به‌جآیِ‌اولم
تویِ‌زندآنم‌کِ‌دیوآراش‌افکآرِتآریکِ‌
خودمه.
از‌دنیآیِ‌سیآهِ‌خودم‌بدم‌نمیآد!
چون‌اونجآهیچوقت‌دلم‌نمیشکنع؛
چون‌قبلا‌شکسته!
هیچوقت‌گریع‌نمیکنم‌؛
چون‌اشکی‌نموندع!‌
هیچوقت‌زخمی‌نمیکنم‌خودمو‌؛
چون‌جونی‌نموندع¡
هیچوقت‌دردی‌حس‌نمیکنم‌
چون‌احساسی‌نیست!
مثلِ‌یِ‌شمعی‌کِ‌مجبورع‌بِسوزع‌تآبتونه‌
زندگی‌کنع!:]
🥀
‌‌
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط