{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمرد نجار اصفهانی برای ساخت تابوت جهت شهدا به معراج شهد

پیرمرد نجار اصفهانی برای ساخت تابوت جهت شهدا به معراج شهدای اهواز آمده بود.

هر روز شهید می آوردند ....

پیرمرد ، دست تنها بود اما سخت کار میکرد و کمتر وقتی برای استراحت داشت .

روزی از روزها همین که داشت از لابلای پیکر مطهر شهدا عبور میکرد،

شهیدی نظرش را جلب کرد ؛

کمی بالای سر شهید نشست

رو به شهید کرد و با همان لهجه ی شیرین اصفهانی گفت :

باریکِلاااا ، باریکِلااااا

و بلند شد و به کارش ادامه داد .

یک نفر که شاهد این قضیه بود ، سراغ پیرمرد رفت و جویا شد.

پیرمرد نجار تمایلی به صحبت کردن نداشت.

همان یک نفر ، سماجت کرد تا ببیند قضیه ی باریکلا گفتنهای پیرمد چه بوده است.

پیرمرد با همان آرامش خود، با همان زبان شیرین اصفهانی گفت : چیزی نشده، اون پسرم بود .
دیدگاه ها (۲)

یا امام هادی(ع)...تنها امام سامره تنها چه می کنی؟در کاروان س...

خواص درمانی چای بابونهخواص درمانی چای بابونه صدها سال است که...

دم غروب بود بارون می بارید....هوا کم کم داشت رو به تاریکی می...

خداونداآرامم کن همان گونه که دریا راپس ازهرطوفانی آرام می کن...

پیرمرد نجار اصفهانی برای ساخت تابوت جهت شهدا به معراج شهدای ...

بسم الله الرحمن الرحیمپیرمرد نجار اصفهانی برای ساخت تابوت جه...

🎥 چه صحنه عجیبی! جوانان فلسطینی زمان وحشی‌بازی‌ سگ‌های اسرائ...

پسر فراری

WINNER 31

بسمه الحقداستان شماره یک / مادر ... دو روز پیش بود که به خوا...

دو روز پیش بود که به خواب مادرش امده بود که :مادر جانم می دو...

جعفرجان محمدی (کاتب)سال تولد 1370 شهادت : فروردین 1394 محل ش...

#فنجانی_چای_باخداقسمت هشتادحالا دیگر زندگی طعمش با همیشه فرق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط