{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عبدالله ابن الحسن

عبدالله ابن الحسن


دست دردست کسی که جگرش غم دارد

داشت می دید که ارباب٬ سپرکم دارد

داشت می دید حسین بن علی(ع)افتاده

وحرامی به سرش نیزه دمادم دارد

بی قراراست حسن زادهء این دشت بلا

به سرش شوق رسیدن به‌پدرهم دارد..

ناگهان دست رهاشد وشتابان می رفت..

بازاین دشت٬حسن های مجسّم دارد؛
پسرشیرجمل جانب مقتل برود

گفت انگارعمو خط مقدم دارد

بدنش مثل عمو زیر سم مرکب ها

زیرو رو‌گشته ویک‌ظاهر مبهم دارد

وسط معرکه انگاربه خود می پیچد

بازهم کرب وبلا سوره ی مریم دارد

دیدزینب همه ی واقعه راازخیمه

چشمهایش باران قطره نم نم دارد

ولله_لا_افارق_عمی
دیدگاه ها (۲)

جلوهءروی پنجتن قاسماِبنِ اِبنِ ابوالحسن قاسمماه رخسارِانجمن ...

قاتلِ قاسم کند این زمزمهمی کشم اورابه یاد فاطمه!هرکه بهرقتل ...

به جرم اینکه ندارم پدر زدند مراشبیه مادر در پشت در زدند مراخ...

با احتیاط لاله ی ما را پیاده کنعباس جان، سه ساله ی ما را پیا...

خواهرم قدر بدانچادرت ارثیه زهرا بودیادگاری که سر زینب بودو ه...

#عالیه_توصیه_میکنیم_بخونین_وانتشار_بدین وارث چادر زینب نکند ...

خواهرم قدر بدانچادرت ارثیه زهرا بودیادگاری که سر زینب بودو ه...

خواهرم قدر بدانچادرت ارثیه زهرا بودیادگاری که سر زینب بودو ه...

خواهرم قدر بدانچادرت ارثیه زهرا بودیادگاری که سر زینب بودو ه...

روزهای اول جنگ، شهر اشغال شده هویزه...دختر جوانی را به همراه...

[حتما حتما تا آخر بخونین لطفا ]روزهای اول جنگ،شهر اشغال شده ...

سوختن در آتش تن ندادن به ....[حتما حتما تا آخر ب...

روزهای اول جنگ، شهر اشغال شده هویزه... دختر جوانی را به همرا...

پدر جانباز عزیزم همراه با آیت الله محمد باقر امامی امام جمعه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط