عشقی حقیقی

ذهن انیا :فکر کنم عصبیش کردم
ذهن دامیان :بعد مدرسه برم حساب جولیا رو برسم
انیا هم ذهن دامیان رو خوند و تو ذهنش گفت:از دست تو دامیان اخر کار خودشو کرد
از اون ور یه پسر بود که گفت :وقتی با انیا ازدواج کردم یاد میگیری که حتی یه ذره هم دستش و لمس نکنی دامیان
و بله اون مکس دزموند بود که کراش سگی روی انیا داره
انیا و دامیان رفتن کلاس کنار هم نشستن و روی درسشون تمرکز کردند و مکس هم از اون سمت داشت فقط برای ازواج با انیا نقشه می‌ریخت که انیا رو برای خودش کنه زنگ تفریح شد
زینگگگگگگگگگگگگگ
انیا رفت تا یکم قدم بزنه بکی هم داشت با اوین و امیل نقشه می‌ریخت این دوتا بهم برسن و دامیان هم داشت درس های قبل مرور میکرد تا انیا بیاد باهم درس بخونن (دامیان خرخون )

برگردیم به انیا (جاهای حساسه)
انیا داشت همین جوری راه می‌رفت که مکس اونو گرفت و کشید سمت خودش انیا هم ترسید و گفت :چ........چته.......و......ولم .....ک.....کن
مکس :نترس عزیز دلم کاریت ندارم
انیا :ب.....به من .....ن......نگو .......ع.....عزیزم
مکس :فقط گوش کن امروز میری خونه به پدر مادرت میگی میخوایی با من ازدواج کنی
انیا :و......ولم کن عمرا همچین حرفی بزنم
مکس :بیا .................اینو میبینی اگه درخواستم و رد کنی دامیان جونتو میکشه حالا دامیان زنده بمونه یا بمیره
انیا :چییییییییییییییییییییی
مکس :تا زنگ بعد بهت وقت میدم اگه درخواستم و قبول کنی دامیان زنده میمونه اگه رد کنی این آخرین دیدارت با دامیانه خداحافظ عزیزم دلم
و انیا همینجوری تو شک بود نمیدونست باید چیکار کنه نمیخواست دامیان بمیرهانیا اصلا حواسش به درس نبود و تو فکر بود زنگ که خورد تصمیم گرفت درخواستشو قبول کنه دامیان براش مهم تر بود
انیا رفت پیشه مکس...........(سانسور)و بهش گفت :درخواستتو قبول میکنم ولی اگه یه تار موی دامیان کم بشه بلایی سرت میارم به غ*لط کردن بیوفتیم فهمیدی
مکس :افرین عزیزم همین جوابو میخواستم


بفرمایید اینم پارت بخاطر شما و هدیه من به شما عسلیا روزتون مبارک پارت بعد فردا🩷❤️💜
دیدگاه ها (۱۲)

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی

گل لیلیوم پارت ۵خبر مهمی دارمگروه برنده ، نفری یک استلا می گ...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

آوای شبپارت ۱۷ویو دامیانهاا من اینجا چیکار میکنم ؟ چییی انیا...

عشق حقیقی پارت:۶دامیان:هوم ذره ای بهت علاقه ندارمجولیا:خجالت...

P28بعد از ورزش زنگ خونه خورد انیا تو راه خوابگاه بود که در ا...

ادامهانیا:دفه اخرت باشه سره من داد مسزنی😡پشت صحنه انوراندر:و...

Anya x Damian پارت۶۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط