{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی
نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام نکنی

گر چه گفتی که فقط خانه یِ امید منی
نگرانم که شبی خانه خراب ام نکنی

زده ام کنج ضریحِ تو گره ، خویشتن ام
به امیدی که تو این دفعه جواب ام نکنی

شده ام خوشه یِ آبستن این باغ ولی
ترسم این است بچینی و شراب ام نکنی

همه ی غصه ام اینست که در بازیِ عشق
به شگرد دگری بی تب و تاب ام نکنی

شب و جادوگریِ چشمِ پر از حیله یِ تو
چه کنم تا که شبیهِ همه خواب ام نکنی



.
دیدگاه ها (۱۳)

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی نکند جِر بزنی ، هیچ حساب ام ...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط