{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوی آبی پارت ۹

گوی آبی پارت ۹

نفهمید اومدم توی اتاق رفتم پیشش نشستم
میکو : م...مگو..می کی ....اومدی
مگومی: چرا گریه می‌کنی
میکو : ه ...هی ..چی
مگومی : بهم بگو
میکو : هیچی فقط یکم درد دارم
مگومی : چرا
میکو : گو...گوجو....
تا اینو شنیدم بلند شدم و رفتم پیش گوجو
مگومی : گوجوووووووووووووو
گوجو : وای وای چته
رفتم یقشو گرفتم
مگومی : با میگو چیکار کردی
گوجو : چی چیکار چی شده
میگو : الان داره گریه می‌کنه چیکارش کردی
گوجو : چی
از دید گوجو
تا حرفشو شنیدم رفتم سمت اتاق میکو دیدم خیلی گریه می‌کنه
گوجو : میکو چی شده
میکو با داد : هیچیییییییی
دیدگاه ها (۲۳)

وقتی دخترشو دوست نداشت

عاشقانه های شبنم

رمان دخت من

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

رمان تهیونگ

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

#خورشیدوماه 🌙☀️part=24(فصل2)«دیدگاه ایرانا» رسیدیم خونه، سلا...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

My little princess Part 22ویو ات با صدای داد و جیغ بلند شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط