وقتایی که غرق میشی تو تموم اتفاقایی که ناخاسته اطرافت میو
وقتایی که غرق میشی تو تموم اتفاقایی که ناخاسته اطرافت میوفه..
وقتایی که دوس داری زندگیتو خط خطی کنی..
وقتایی که این بغض لعنتی حتی جلو نفس کشیدنتومیگیره.وقتایکه جز خودت هیشکی ونداری.وقتایکه همه سرت و کلاه گذاشتن و تنهات گذاشتن.همه این وقتایکه مث حالامیادسراغم.هیچ راهی نیس دیگه.فقط بن بسته.اونقد بغض دارم که احساس خفگی بهم دست داده.اونقد یهویی بودکه انگاری قلبم نمیزنه گیجم و خشک وقتی حالش بهم میخوره ازاین همه دوس داشتن.وقتی انگاربالامیارم همه احساسموو وقتی های های گریه هاتوهیشکی نمیفمه.وقتی حبسی گوشه ی اتاق کنج تنهایی.پشت پنجره خیره میشی به آپارتمان روبرویی.هیچی نمیبینی جزغربت وبیکسی.اینامیشه دردمیزنه ب وجودم.میشه اشک میریزه روصورتم.میشه بغض میشینه کنج گلوم.میشه کلمه.خالی میشه رواین صفحه.نمیفهمم چی دارم مینویسم.امامیفهمم دارم درد میکشم با هرکلمه اش.لعنتیا نمیزارن اه.آخه خدانوکرتم..بس نیس این همه غصه و دلشوره و نرسیدن؟بس نیس خورد شدن تموم احساسم
وله شدن همه غرورم ومحوشدن تموم آرزوهام؟؟
دیگه چی دارم که میخوای بگیری ازم؟؟
هه..
بگیر باز بگیر ولی اینبار جونمو
وقتایی که دوس داری زندگیتو خط خطی کنی..
وقتایی که این بغض لعنتی حتی جلو نفس کشیدنتومیگیره.وقتایکه جز خودت هیشکی ونداری.وقتایکه همه سرت و کلاه گذاشتن و تنهات گذاشتن.همه این وقتایکه مث حالامیادسراغم.هیچ راهی نیس دیگه.فقط بن بسته.اونقد بغض دارم که احساس خفگی بهم دست داده.اونقد یهویی بودکه انگاری قلبم نمیزنه گیجم و خشک وقتی حالش بهم میخوره ازاین همه دوس داشتن.وقتی انگاربالامیارم همه احساسموو وقتی های های گریه هاتوهیشکی نمیفمه.وقتی حبسی گوشه ی اتاق کنج تنهایی.پشت پنجره خیره میشی به آپارتمان روبرویی.هیچی نمیبینی جزغربت وبیکسی.اینامیشه دردمیزنه ب وجودم.میشه اشک میریزه روصورتم.میشه بغض میشینه کنج گلوم.میشه کلمه.خالی میشه رواین صفحه.نمیفهمم چی دارم مینویسم.امامیفهمم دارم درد میکشم با هرکلمه اش.لعنتیا نمیزارن اه.آخه خدانوکرتم..بس نیس این همه غصه و دلشوره و نرسیدن؟بس نیس خورد شدن تموم احساسم
وله شدن همه غرورم ومحوشدن تموم آرزوهام؟؟
دیگه چی دارم که میخوای بگیری ازم؟؟
هه..
بگیر باز بگیر ولی اینبار جونمو
- ۱.۵k
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط