به عشقت مبتلا دیریست ای زیبا جبین هستم
به عشقت مبتلا دیریست ای زیبا جبین هستم
به جامی باده مهمانم نمـودی کاینچنین مستم
مـن آن مـــرغم که پـــرواز آرزویـــم بـــود میدانم
پــریدن بـال می خواهد که دانی بر زمین بستم
شکیبــایی نخــواهم داد از کــف گــر نیایی هم
کی از مشتاقی ام مهجوری ام ای نازنین خستم ؟
به من خنـدید دشمن زخم زد چون منتظـر بودم
اگــر از نیــش زنبـــوران نــگیــرم انگبیــن پستم !
گه این گــرداب بی مهـری گه آن تــالاب تنهایی
خــوشا با مــرحمت از جانبت از آن و این رستم
به خود گفتم حبیبت چون تو را دارد چه غم دارد
به زادی ایچنین بستم خودم را از کمین جستم
به جامی باده مهمانم نمـودی کاینچنین مستم
مـن آن مـــرغم که پـــرواز آرزویـــم بـــود میدانم
پــریدن بـال می خواهد که دانی بر زمین بستم
شکیبــایی نخــواهم داد از کــف گــر نیایی هم
کی از مشتاقی ام مهجوری ام ای نازنین خستم ؟
به من خنـدید دشمن زخم زد چون منتظـر بودم
اگــر از نیــش زنبـــوران نــگیــرم انگبیــن پستم !
گه این گــرداب بی مهـری گه آن تــالاب تنهایی
خــوشا با مــرحمت از جانبت از آن و این رستم
به خود گفتم حبیبت چون تو را دارد چه غم دارد
به زادی ایچنین بستم خودم را از کمین جستم
- ۲.۵k
- ۱۳ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط