{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل به دل راه ندارد که به عینی دیدم

دل به دل راه ندارد که به عینی دیدم

دل من غرق در آشوب و لبش خندان بود...

#امیر_حسین_اثنا_عشری #شهید_حمیدرضا_زمانی #شهید_میثم_مدواری

پدر بزرگوار این شهید فرمانده پایگاه بسیج امام محمد باقر(علیه السلام)بودن و همین امر کمکی شد برای میثم عزیزتا با بسیج آشنا شود ودر بسیج نوجوانان ثبت نام کرد و یکی از بسیجیان فعال پایگاه شد.بعد از گرفتن دیپلم در سال ۸۰_٧٩ وارد سپاه شد به طور رسمی شروع به کار کرد در همین دوران به طور مستمر برای تفحص شهدا به مناطق جنوب میرفت و پیکر شهدای عزیزتا تفحص میکردن.
در همین دوران بود که تصمیم به ازدواج گرفت و در سال 87 همسر اختیار کرد و ثمره این زندگی هشت ساله دو دختر دردانه به نامهای فاطمه زهرا و فاطمه کوثر است.
میثم عزیز با شروع شدن جنگ سوریه با داعش به این جبهه اعزام شدن و ازسال 89 به دفاع ازدین و اسلام پرداخت بعد از رشادت های بسیار در این زمینه و دفاع از حرمین شریفین آخرین باری که اعزام شدن به مدت چهل روز مقاومت در برابر کفار داعشی در صبح روز ۹۱/۸/۱۶ پس از هشت ساعت درگیری سخت و طاقت فرسا به فیض شهادت نائل آمدن و شهد شیرین شهادت را نوشیدن..
#شهید_میثم_مدواری #راوی_پدرشهید






#خاطرات #شهید_حمیدرضا_زمانی ❤ ️

یک شب قبل از عملیات بود هواگرم شده بود و پشه زیاد
حمیدرضا رفت پیش یکی از رفیق هاش که راننده تانک بود وگفت اگه میشه بیابریم تو تانک بخوابیم من کلافه شدم از دست این پشه ها رفیقش هم قبول میکنه ومیرن داخل تانک از اونجایی که حمیدرضا بسیار کنجکاوبود از رفیقش میپرسه این تانک رو چجوری راه میبرن خیلی دوست دارم یادبگیرم وراننده یک سری توضیح مختصر میده به ایشون واون شب رو باحمیدرضا به صبح میرسونه
عملیات که شروع میشه بعداز چند ساعت جنگیدن علیه دشمن یکی از تانک های دشمن که رانندش فرارکرده بود در یکی از معبر هامیونه وحمیدرضابه فرمانده میگه این تانک روکه نمیشه اینجا رهاکردو رفت حیفه فرمانده میگه ن نمیشه تک تیرانداز دشمن میزنه حمیدرضا بعداز کلی خواهش وتمنا میره وداخل تانک قرار میگیره وباهمون توضیح های کم تانک رو روشن میکنه و سمت نیروهای خودی میاره واونجاحمیدرضابچه تهران بازیش گل میکنه و دور درجا میزنه باتانک وهمه هم رزم ها بعد یک عملیات کلی میخندن وفرمانده اون تانک رو اسمش رو میزاره تانک حمیدرضا...

مدافع حرم امام حسین ع
شهید بی سر که بدنش سه روز در زیر آفتاب ماند...
و نیمی از بدنشون در کربلا دفن شد
فقط سرو دستش باز گشت.
#مدافع_سبزحرم
دیدگاه ها (۲)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت16ویو کوکتاریکی...

وقتی انقلابی نما سخنگوی دشمن میشود به روایت دکتر زارعی

Kim v

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

بسم رب الشهداء...زندگی نامه شهیدمدافع حرم♥میثم مدواری♥میثم ع...

جستجوگرشهید شهید مجید پازوکی فرمانده گروه تفحص لشگر 27حضرت م...

#تشکیل_گردان_آبی_خاکی_هرمزگان #به_مناسبت_فرارسیدن_سالروز_عمل...

بسم رب الشهدا و الصدیقینآقای عبداللهی ازگروه تفحص تعریف میکر...

بسم رب الشهداآقای عبداللهی ازگروه تفحص تعریف میکردنند:یک پیر...

...ما که همگی #آماده ایم#شما چی؟آماده اید؟ما که آماده ایم بز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط