{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part43

سعید:خوب میشنوم

نمیدونم چرا ی دفعه بغضم گرفت

من:چی بگم

دستمو گذاشتم جلوی دهنمو دندونامو بهم فشردم ولی فایده نداشت

اشکام تند تند میچکیدن سعید نگاهی بهم کرد و با تعجب خیرم موند

سعید:چرا داری گریه میکنی مگه چی گفتم خیلی خوب هیچی نمیخواد بگی فقط گریه نکن

اشکامو پاک کردم

من:خودت چی؟

سعید:من چی؟

من:خودت چرا وقتی گریه میکنم انقد حساسیت نشون میدی چرا دنبال بهونه ای که بغلم کنی چرا اونموقع ماشینت برات مهم نبود ولی من بودم
ی جواب قانع کننده بده که ثابت شه عاشقم نیستی

سعید:هستم

من:چی هستی

صورتشو نزدیک صورتم کرد
وبا ی لبخند :

سعید:عاشقتم عاشقت شدم چرا باید الکی ثابت کنم که نیستم حقیقتش نفس من خیلی با خودم کلنجار رفتم که این اسمش عشق نیست و زود گذره ولی زود گذر نیست ازهمون وقتیکه گفتی میخوام دیگه برم خونه خودمون من دلم ریخت دلم برات تنگ شد هر دفعه دنبال بهونه گشتم که بیام پیشت ولی خوب چیزی پیدا نمیکردم

نمیدونستم باید چی بگم اون ی پسر مغرور و غد بود ولی اینجوری اعتراف کرد پس من چرا نمیتونم ... ..
دیدگاه ها (۱۸)

P7ویو جونگکوک:نشسته بودم رو کاناپه یهو دیدم که میونگ اومدمیو...

سالاد خوشگلا

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط