پارت ۱۴
مثل همیشه سواره آسانسور شدم و رفتم بالا خبری ازشون نبود تقریبا تایم ناهار داشت میشد رفتم همون طبقه به بهونه چند تا پرونده دیدم ۶ تاشون بودن ولی جونگکوک نبود راستش نگران شده بودم نکنه هیترا اذیتش کرده باشن نه نه نه امکان نداره ولی خب چرا نیست میخواستم از اونا بپرسم ولی گفتم اگه همچین کاری کنم خیلی زشته پس فقط با ناراحتی رفتم طبقه ی خودمون و فقط یه ذره آبمیوه خوردم.
دیگه داشتم میرفتم خونه هنوز نیومده بود واقعا ترسیده بودم گفتم میرم تو ویورس و...... تا ببینم اتفاقه بدی براش نیوفتاده باشه.
(رفت و گشت)
آخ خسته شدم هیچی نبود که ول کن فردا میبینم اگه نبود دیگه باید به اعضا بگم با اینکه میدونم خیلی کاره زشتیه ولی خب اشکال نداره. برم خونه رو مرتب کنم فردا دنی میاد باید خونه مرتب باشه.
(بعدش هم خوابید)
(جونگکوک ویو):
تو این چند روز از ا/ت خوشم اومده بود با یه اکانت دیگه پیجشو پیدا کردمو همه رو...
دوستان برای داداشه ا/ت هیچ اسمی پیدا نکردم آخرش اسم فوتبالیسته دنی کارواخال رو روش گذاشتم ساری😅😅
دیگه داشتم میرفتم خونه هنوز نیومده بود واقعا ترسیده بودم گفتم میرم تو ویورس و...... تا ببینم اتفاقه بدی براش نیوفتاده باشه.
(رفت و گشت)
آخ خسته شدم هیچی نبود که ول کن فردا میبینم اگه نبود دیگه باید به اعضا بگم با اینکه میدونم خیلی کاره زشتیه ولی خب اشکال نداره. برم خونه رو مرتب کنم فردا دنی میاد باید خونه مرتب باشه.
(بعدش هم خوابید)
(جونگکوک ویو):
تو این چند روز از ا/ت خوشم اومده بود با یه اکانت دیگه پیجشو پیدا کردمو همه رو...
دوستان برای داداشه ا/ت هیچ اسمی پیدا نکردم آخرش اسم فوتبالیسته دنی کارواخال رو روش گذاشتم ساری😅😅
۴.۹k
۰۴ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.