شهيد آلبوشوكه
شهيد آلبوشوكه
را در جبهه به شكارچي تانك لقب داده بودند زيرا ايشان مهارتي خاص در شكار تانك ها بوسيله آر پي جي از خود نشان داده بود ، و نيز اين شهيد بزرگوار هميشه به ما مي گفت:از دشمن نهراسيد.
نحوه عروج شهيد به ملكوت شهادت نيز از زبان يكي از همرزمان شهيد شنيدني است كه مي گويد:
در يكي از روزها كه ما در شرايط سختي بوديم و عراقي ها به دليل تسلطي كه بر ما پيدا كرده بودند در حال دور زدن(دور كردن)بچه ها و قلع و قمع آنها بودند ، در اين هنگام خليل كه آر پي چي زن بود با شجاعت تمام متهورانه به بالاي خاكريز رفت و بي اعتنا و ترس از دشمن كه در حال پيشروي و تسلط بر خاكريز بود آماده شليك گلوله به سوي تانك هاي دشمن گرديد كه در همان حال تركشي به گلوي شهيد اصابت كرد و او را به شهادت رساند.آري اينگونه گلوي تشنه شهيد از جام شهادت في سبل الله سيراب شد و تنديسي از شجاعت و بي باكي را براي هميشه تاريخ از خود به يادگار گذاشت و سخن اين شهيد عاشورايي حجت را بر همه مصلحت انديشان و به كنج بيغوله هاي غفلت ترديد تمام كرد و آنجا كه عاشقانه و جاودانه در فرازي از وصيت نامه خويش فرياد بر مي آورد:
من اگر هزار جان داشتم در راه اسلام فدا مي كردم و از شما برادران مسلمان مي خواهم كه برويد و اسلام واقعي را بشناسيد و در را اسلام مبارزه كنيد.
و آخرين سخنان شهيد قبل از شهادت منشور واقعي انقلاب را بر روي همگان گشود كه خانواده اش را به نماز اول وقت ، تقّيد به گرفتن روزه و كمك به محرومان و تهي دستان نمود.
خداوند بر مقامات همه شهيدان و اين شهيد عزيز لحظه لحظه بيفزايد
صلوات
را در جبهه به شكارچي تانك لقب داده بودند زيرا ايشان مهارتي خاص در شكار تانك ها بوسيله آر پي جي از خود نشان داده بود ، و نيز اين شهيد بزرگوار هميشه به ما مي گفت:از دشمن نهراسيد.
نحوه عروج شهيد به ملكوت شهادت نيز از زبان يكي از همرزمان شهيد شنيدني است كه مي گويد:
در يكي از روزها كه ما در شرايط سختي بوديم و عراقي ها به دليل تسلطي كه بر ما پيدا كرده بودند در حال دور زدن(دور كردن)بچه ها و قلع و قمع آنها بودند ، در اين هنگام خليل كه آر پي چي زن بود با شجاعت تمام متهورانه به بالاي خاكريز رفت و بي اعتنا و ترس از دشمن كه در حال پيشروي و تسلط بر خاكريز بود آماده شليك گلوله به سوي تانك هاي دشمن گرديد كه در همان حال تركشي به گلوي شهيد اصابت كرد و او را به شهادت رساند.آري اينگونه گلوي تشنه شهيد از جام شهادت في سبل الله سيراب شد و تنديسي از شجاعت و بي باكي را براي هميشه تاريخ از خود به يادگار گذاشت و سخن اين شهيد عاشورايي حجت را بر همه مصلحت انديشان و به كنج بيغوله هاي غفلت ترديد تمام كرد و آنجا كه عاشقانه و جاودانه در فرازي از وصيت نامه خويش فرياد بر مي آورد:
من اگر هزار جان داشتم در راه اسلام فدا مي كردم و از شما برادران مسلمان مي خواهم كه برويد و اسلام واقعي را بشناسيد و در را اسلام مبارزه كنيد.
و آخرين سخنان شهيد قبل از شهادت منشور واقعي انقلاب را بر روي همگان گشود كه خانواده اش را به نماز اول وقت ، تقّيد به گرفتن روزه و كمك به محرومان و تهي دستان نمود.
خداوند بر مقامات همه شهيدان و اين شهيد عزيز لحظه لحظه بيفزايد
صلوات
- ۹۳۹
- ۲۹ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط