{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"راه خیانت"

"راه خیانت"

پارت۱۸

ویو ا/ت

که یهو دستی دور کمرم حلقه شد
ا/ت:کوک ترسوندیم
کوک:به به ببین ا/ت خانم امشب چیکار کرده(با لبخند)
من میرم لباسامو عوض کنم
ا/ت:باشه برو (با لبخند)
بعد از اینکه کوک لباساشو عوض نشستیم شام خوردیم و بعد از شام ظرفارو شستم و رفتم کنار کوک و دراز کشیدم همو بغل کردیمو خوابیدیم

"صبح "

با حس خفگی از خواب بیدار شدم و دیدم کوک منو سفت بغل کرده و عین یه خرگوش خوابیده لبخندی زدم از بغلش اومدم بیرون صبحونه رو حاضر کردم‌ رفتم بالا کوک رو بیدارش کردم
ا/ت:کوک کوک بلند شو دیرت میشه
کوک:فقط پنج دیقه
ا/ت:باشه خودت خواستی
رفتم یه لیوان‌ اب اوردم و رو سرش خالی کردم
کوک با سرعت بلند شد نگاهی به دروبرش کرد و نگاهی به من کرد و گفت
کوک:خودت خواستی
بلند شد و افتاد دنبالم
کوک:صبر کن ببینم بیا اینجا خانوم کوچولو
ا/ت:نمیام(زبونشو در اورد)
بعد از نیم ساعت دویدن بالاخره خسته شدم و کوک منو گرفت و داشت قلقلکم میداد صدای خندمون کله خونه رو پر کرده بود
کوک:بگو غلط کردم(با خنده)
ا/ت:...
دیدگاه ها (۰)

"راه خیانت"پارت۱۹ا/ت:باشه باشه غلط کردم(با خنده)کوک:افرین(با...

"راه خیانت"پارت20بعد از فیلمبرداری رفتم خونه خیلی خسته بودم ...

" راه خیانت"پارت۱۷ "چندسال بعد"ویو ا/تتو این چندسال خیلی چیز...

"راه خیانت"پارت۱۶مامان ا/ت:باشه هرچی دخترم بخوادبعد از کلی ح...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

ویو ا. تصبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم زیر پام پر از ...

داشتم آماده میشدم که کوک در زد کوک : پرنسسم من اومدم خونه لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط