{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر گاه نماز صبح را می خوانم آنقدر سبک که انگار

هر گاه نماز صبح را می خوانم آنقدر سبک که انگار

بر بال ملائک سوار می شوم...خدایا علی در نماز

صبح در مسجد کوفه با تو از چه گفت؟که این گونه

عاشقانه به سوی تو شتافت و یتیمان کوچه پس

کوچه های کوفه را بار دیگر بی پدر کرد...آخ!از

فرق شکافته علی...این زخم را علی خورد تا اثبات

کند عشق بازی با خدا ,آن هم به صورت علنی

تاوانی جز شهادت ندارد!!!



همان گونه که حسین در صحرای کرببلا برای اقامه

دین و نماز,سرش را می دهد. ..آه....از آن

شمشیری که که قرن ها محکوم به فرود آمدن بر

سر شیر خدا است .یقین دارم آن شمشیر در هنگام

ضربت دل در گرو علی داشت اما قدرتی نداشت تا

فریاد زند او اسدالله است مرا با خون او آغشته

مکن!

پانوشت:عشق بازی با خدا یعنی خون...خون علی و

حسن و حسین و....اما در آخر بوی گل نرگس و

خون کفار...
دیدگاه ها (۳)

اگرگاهی ندانسته به احساس توخندیدم!ویا از روی خودخواهی فقط خو...

( ^ _ ^ )

ایران تا کنون قادر به تولید موشک‌های بسیاری شده که در این گر...

فرق بسیار است... این کجا و ان کجا ....مرگ بر اسراییل غاصب ..

السلام علیک یا بقیه الله العظم ع

چقدر پاشیده از هم پیکرت خوش قدُ بالا بلند شو تا مادرت نبینه ...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

💠 عرضه اعمال بر خداوند (هر روز صبح)🔰 امام حسین (علیه السلام)...

کجای این دو پیشنهاد شرافتمندانه و عزتمندانه است؟!(بخش اول)✍️...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :کدام کارشان مطابق آیات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط