لمس کن،
لمس کن،
کلماتے را که برایت مےنویسم
تا بخوانے
و بفهمےچقدر جایت خالیست....
تا بدانے
نبودنت آزارم مےدهد ...
لمس کن
نوشته هایے را که
لمس ناشدنےست
و عریان ..
که از قلبم بر قلم و کاغذ مےچکد
لمس کن
گونه هایم را که
خیس اشک است و پُر شیار .....
لمس کن
لحظه هایم را. . .
تویے که نمیدانے
من که هستم
٬لمس کن،
این با تو نبودن ها را
لمس کن ...
کلماتے را که برایت مےنویسم
تا بخوانے
و بفهمےچقدر جایت خالیست....
تا بدانے
نبودنت آزارم مےدهد ...
لمس کن
نوشته هایے را که
لمس ناشدنےست
و عریان ..
که از قلبم بر قلم و کاغذ مےچکد
لمس کن
گونه هایم را که
خیس اشک است و پُر شیار .....
لمس کن
لحظه هایم را. . .
تویے که نمیدانے
من که هستم
٬لمس کن،
این با تو نبودن ها را
لمس کن ...
- ۱.۴k
- ۲۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط