{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی
نمیدانم چه نوشیدم که سیرم کرده از هستی

خودم مستُ ،غزل مستُ ،تمام واژه ها مستند
ببین شوریده ای امشب،عجب اُعجوبه ای هستی!

به ساز من که میرقصی،قیامت میکنی به به...
چه طوفانی به پا کردی،چه طنازی چه سرمستی؟!

زمین مستُ،زمان مستُ،جهانی مست شعرم شد
بنازم دلبریهایت!ببین،الحق که تردستی

تظاهر میکنی اما،تو هم از دیدِ من مستی
اگر پاکیزه تر بودی،به شعرم دل نمی بستی

خودم مستُ ،غزل مستُ، تمام واژه ها مستند
عزیزم معصیت کردی!به مشتی مست پیوستی
دیدگاه ها (۱)

به چشمانم غم تو خانه کردهدلم را سیل اشک ویرانه کرده

خبر داری پریشانِ دلم موی تو میخواهدو چشمانم کمانِ ماه ابروی ...

اگر پرندگان پرواز را فراموش کننداگر ابرها گریستن را فراموش ک...

تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیستمحرمی چون تو هنوزم به چنین...

شرابی خوردم از دست عزیز رفته از دستینمیدانم چه نوشیدم که سیر...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی...نمیدانم چه نوشیدم ک...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستینمیدانم چه نوشیدم که س...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی ...نمیدانم چه نوشیدم ...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی...نمیدانم چه نوشیدم ک...

نمیدانم چه نوشیدم"!؟! که سیرم کرده از هستی"...خودم مستُ،غزل ...

نمیدانم چه نوشیدم"!؟! که سیرم کرده از هستی"...خودم مستُ،غزل ...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی...نمیدانم چه نوشیدم ک...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی...نمیدانم چه نوشیدم ک...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی...نمیدانم چه نوشیدم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط