زندگی یک نویسنده

📖 POV: رمان‌نویسی

🛏️ تو تختی:
«امروز دیگه نمی‌نویسم.»

📱 ۲ دقیقه بعد، تو ریلزی:
«عه این جمله چرا انقدر داستانی بود؟ 👁️👄👁️»

🍽️ سر سفره:
«فقط غذا بخور… فقط غذا…»

🧠 مغزت:
«اگه قاتل، برادر دوقلوی مقتول باشه چی؟»

🚿 تو حمومی:
«یه ایده کوچولو اومد…»

⏰ ۳ ساعت بعد:
۲۷ تا شخصیت، ۴ تا خیانت، ۳ تا ازدواج، ۶ تا راز خانوادگی و یک نفر که قراره قسمت ۴۸ برگرده. 💀

📚 تکالیف: ❌
🍿 فیلم: ❌
😴 خواب: ❌
✍🏻 رمان: اولویت ملی 🇺🇳

و اگه از برج بیفتی؟ 🏢💨

🪂 مغز منطقی:
«چتر نجات!!!»

🧠 مغز رمان‌نویس:
«اول ایده رو سیو کن، بعد بمیر—» 😭📱✍🏻

#زندگی_رمان_نویس #نویسنده_بودن #POV
#زندگی
#ایده
#رمان
#نویسندگی
#پارت
#مافیایی
#طنز
#کمدی
#رمانتیک
#ترسناک
#کاراگاهی
#ژانر
#رازالود
#فصل
دیدگاه ها (۰)

چگونه رمان با ژانر پلیسی بنویسیم ؟؟رمان پلیسی ممکن است داستا...

فکت از جیمین :معمولا خودش مشکلاتش رو حل میکنه اگه نتونست میر...

عشق موروثی⛩ 📔فصل اول(عشق نافرجام) 🧧پارت6

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

❤️

- ترامپ: ممکن است به کوه کلنگ حمله کنیم!+ کوه کلنگ: خواهیم د...

واژه زیبا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط