{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی هست، همین نزدیکی،

کسی هست، همین نزدیکی،
یکی مثل من،
که برای نوشتن از تو،
از چیزی مضایقه نمی کند و
به واژه هایی که تن به جمله شدن برای تو
نمی دهند و تطاول دارند، می نجواید که
خساست بی معناست.
و اگر چیزی هم نباشد و نداشته باشم،
قربان صدقه ات میروم.

من دخترکی غریب،
با لب های خسته و سازی شعرگونه،
با غریب ترین و گاه تکراری ترین رباعی و غزل و قصیده ی عشق
از زبانِ خیام و مولانا و شاملو و...
هر چه احساس هست را
در کافه ی پر از دلتنگی،
برایت به اشتراک می گذارم،
تا روحِ زمستانی ام به امید عشق تو گرم بماند.
من تمام عمرم را
این چنین زنده مانده ام،
       با گرمیِ آرزویی،
           به آن امید که برای همیشه به من باز آیی
دیدگاه ها (۰)

#کپشن

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "27""ویو نویسنده مامی"فقط ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

when silence became a scream p34

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط