{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خاطرات_شهید

#خاطرات_شهید

🌹وقتے ضارب علی رو زد و ما اون رو به گوشه ای از خیابون کشیدیم، یک پیرمرد اومد گفت:خوب شد همینو می خواستی؟ به تو چه ربطی داشت که دخالت کردی؟
علی با همان بدن بی جان گفت:
حاج آقا فکر کردم دختر شماست، من از ناموس شما دفاع کردم.

📎پ ن : 3 فروردین، سالروز آسمانی شدن شهید امر به معروف و نهی از منکر،
#علی_خلیلی را گرامی می داریم.
🕊شادی روح بلندش صلوات
دیدگاه ها (۰)

سلام می دونید چرا روی اسم مداح خط قرمز کشیدم ؟! چون من شما و...

تو گروهی که مربوط به یک دوره ی آموزشی بود، یک خانمی هم حضور ...

توجه توجه توجه نهضت خرید نکردن از فروشگاههایی که فروشندگان آ...

#خاطرات_شهید🌷🍃وقتے ضارب علی رو زد و ما اون رو به گوشه ای از ...

شهید علی خلیلی

#خاطرات_شهید ●وقتے ضارب علی رو زد و ما اون رو به گوشه ای از ...

#غــــیـــرت❣ 👌 👇 ✍ وقتے ضارب علی رو زد و ما اون رو به گ...

وقتی ضارب علی رو با چاقو زد ما پیکر غرق خونش رو به کناری کشی...

پیرمرد اومد گفت:خوب شد همینو می خواستی؟ به تو چه ربطی داشت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط