pt:¹⁸♡bad boy
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا/ت با صدا هایی دم گوشم بیدار شدم دستم خیلی درد میکرد
تهیونگ: ا/ت توروخدا هق توروخدا بلندشو عشقم
سوهو: ا/ت هق قول میدم دیگه بستیی باشیم
ا/ت: خفه شید
تهیونگ: ا/تتتتت عشقممم«داد»
ا/ت:«با صدای گرفته» ای ساکت
سوهو: هق هق ا/ت بستیی
ا/ت: برید بیرون میخوام بخوابم
تهیونگ: من میمونم
ا/ت:«کمی بلند و خش دار» گمشیددد
تهیونگ و سوهو: چشم
«رفتن بیرون»
ا/ت ویو:
خیلی سرم درد میکرد دستم خیلی میسوزه جای بخیه ها اوففف سرم رو بیشتر توی بالشت فشردم
که بعد چند دقیقه چشمام گرم شد و به خواب رفتم
که دوباره با سوزشی تو دستم بیدار شدم
ا/ت: اخ
پرستار: به هوش اومدین
ا/ت: دیشب هم بیدار بودم
پرستار: وای خانم باید میگفتین
پرستار: دکتررررر«داد»
«دکتر وارد شد»
دکتر: وای خانم ا/ت به هوش اومدین امیدی به زنده بودنتون نداشتیم
ا/ت: ایکاش زنده نمیموندم
ارن: حرف مفت نزن
«سمت ارن»
ا/ت: ارن بستییی
ارن: حالت چطوره خوشگله؟
ا/ت: خوبم
ارن: بستی خودمی سگ جون افرین که قوی هستی
ا/ت: گاووو
دکتر: خیلی خب خیلی حالتون خوبه میتونید مرخص شید
ا/ت: به این زودی
دکتر: هوم
ا/ت: ارن میشه مامان بابا رو ببینم
ارن: حتما «مامی ددی»
«اومدن»
ا/ت: از تو بعیده
مامان: هق هق ا/تتتتت به هوش اومدی
پدر: ا/تتتت عزیزم خوبی
ا/ت: میشه گریه نکنید گریم میگیره
پ. م: چشم عزیزم
پدر: خب من میرم بیرون تا استراحت کنی
ا/ت: خدافظ پدر
مادر: ا/تت این پسره واقعا اینجارو رو سرش گذاشته بود خیلی دوستت داره
ا/ت: منم دوستش دارم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حمایت 💚📗🌿
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا/ت با صدا هایی دم گوشم بیدار شدم دستم خیلی درد میکرد
تهیونگ: ا/ت توروخدا هق توروخدا بلندشو عشقم
سوهو: ا/ت هق قول میدم دیگه بستیی باشیم
ا/ت: خفه شید
تهیونگ: ا/تتتتت عشقممم«داد»
ا/ت:«با صدای گرفته» ای ساکت
سوهو: هق هق ا/ت بستیی
ا/ت: برید بیرون میخوام بخوابم
تهیونگ: من میمونم
ا/ت:«کمی بلند و خش دار» گمشیددد
تهیونگ و سوهو: چشم
«رفتن بیرون»
ا/ت ویو:
خیلی سرم درد میکرد دستم خیلی میسوزه جای بخیه ها اوففف سرم رو بیشتر توی بالشت فشردم
که بعد چند دقیقه چشمام گرم شد و به خواب رفتم
که دوباره با سوزشی تو دستم بیدار شدم
ا/ت: اخ
پرستار: به هوش اومدین
ا/ت: دیشب هم بیدار بودم
پرستار: وای خانم باید میگفتین
پرستار: دکتررررر«داد»
«دکتر وارد شد»
دکتر: وای خانم ا/ت به هوش اومدین امیدی به زنده بودنتون نداشتیم
ا/ت: ایکاش زنده نمیموندم
ارن: حرف مفت نزن
«سمت ارن»
ا/ت: ارن بستییی
ارن: حالت چطوره خوشگله؟
ا/ت: خوبم
ارن: بستی خودمی سگ جون افرین که قوی هستی
ا/ت: گاووو
دکتر: خیلی خب خیلی حالتون خوبه میتونید مرخص شید
ا/ت: به این زودی
دکتر: هوم
ا/ت: ارن میشه مامان بابا رو ببینم
ارن: حتما «مامی ددی»
«اومدن»
ا/ت: از تو بعیده
مامان: هق هق ا/تتتتت به هوش اومدی
پدر: ا/تتتت عزیزم خوبی
ا/ت: میشه گریه نکنید گریم میگیره
پ. م: چشم عزیزم
پدر: خب من میرم بیرون تا استراحت کنی
ا/ت: خدافظ پدر
مادر: ا/تت این پسره واقعا اینجارو رو سرش گذاشته بود خیلی دوستت داره
ا/ت: منم دوستش دارم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حمایت 💚📗🌿
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۹۷.۰k
۱۹ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.