ما دو مرغيم از دو اقلیم جدا

ما دو مرغيم از دو اقلیم جدا
آشنادر عــــــــــالم بیگانگی
مرغ طوفان بودم و صيادبست
پای من بر پای مرغ خانگی

من نه آن مرغم که دل بندم به خاک
تو، نه آن مرغی که دانی درد من
زندگی در خاک، زندان منست

گر پرم ، هرگز نبینی گرد من
گر کند صياد ، از دامم رها
سینه میسایم به چین موجها
بر گشايد بند اگر از پای من
ميرود پرواز من تا اوجها
نیست یکسان خوی ما ، آواز ما
سخت باشد صحبت زيبا و زشت
ما دو تن هستیم و دام ما یکیست
از دو اقلیمیم با یک سر نوشت
دیدگاه ها (۶)

مادومرغیم ازدواقلیم جدا اشنا درعالم بیگانگی مرغ طوفان بودمو ...

مادومرغیم ازدواقلیم جدا اشنا درعالم بیگانگی مرغ طوفان بودمو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط