{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو بانگو

سناریو بانگو
موضوع:اگه باهاشون بری دیت
کاراکتر ها:رانپو _ دازای
.
.
.
.
.
رانپو:
اون زودتر رسیده بود و کلی خوراکی و غذا سفارش داده بود و داشت می خورد برا تو هم سفارش داده بود از همون اول خیلی کیوت بود
رانپو:هه اومدی بشین برات خوراکی گرفتم
ا.ت:سلام مرسی زیاد گشنم نیس
ی دفعه ای عینکشو در آورد و چند ثانیه بعد گفت
رانپو :عه پس شام خوردی
ا.ت:اوهوم
رانپو:پس نمیخوری ؟؟
ا.ت :یکم میخورم
رانپو بقیه خوراکیاتو بر میداره میخوره چنتا خوراکی دیگه ام سفارش میده
رانپو :چه خوراکی بیشتر از همه دوس داری
ا.ت:خببب .. برام فرقی نداره تو چی دوست داری؟؟
رانپو:همه چی
باهم دیگه میخندین
رانپو: میشه منو برسونی خونم؟؟
ا.ت :باش
.
.
.
.
.
دازای:
تو زودتر رسیده بودی ‌و برا خودت چیز کیک سفارش داده بودی چند دقیقه بعد دازای میرسه
ا.ت:عه سلام چرا دیر اومدی
دازای: معموریت بودم
ا.ت :آها باش حالا بشین نمی دونستم چی میخوری چیزی سفارش ندادم
دازای:عاها باش
دازای گارسون صدا میکنه و قهوه سفارش میده تا قهوش بیاد ی قاشق چیز کیک میخوری و تو گلوت گیر می‌کنه دازای سریع ی آب پرتقال میاره وقتی حالت خوب شد نگرانه
دازی:حالت خوبه
ا.ت:اره مرسی
آخرشم میرسونتت خونه
.
.
.
.
.
اگر خوشت اومد لایک کن و نظرتو تو کامنتا بنویس ی سری هم به پیجم بزن خوشگله 🩷🩵
دیدگاه ها (۰)

کراش سگی زدم رو این ویدیو،😐😐

خوشگله ها ولی موهای سفیدش یچی دیگسجوجوتسو کایسن «گوجو ساتورو...

وااحح چطور درس میشهههه یکی پاشه برام درست کنه😁🗿

سناریو بانگو موضوع:اگر باردار بشی و بخوای سوپرایزشون کنیکارا...

اولین سناریو ی پیجاز چویا_دازایدازای: تو رئیس مافیا بودی یه ...

تو مال منی فهمیدی پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط