{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی گاهی چنان ظالمانه است

زندگی گاهی چنان ظالمانه است

که از روزنه ای کوچک و ناپیدا تو را در خود اسیر می کند

در اوج ضعف و بی حسی ات

بر قلبت زخم می گذارد

دستهایت بسته است و در ذهنت طوفانی برپاست .

با همه وجودت در مقابلش می ایستی

و او تو را مبتلا به عشقی دردناک می سازد

تو نیز همچون من این واقعیتها را می بینی

و می دانی که با هم بودنی برایمان نیست

عزیزم تو به دنیایی دیگر تعلق داری

و در آن جهان سر می کنی

حق با تو است

کمی دیر با هم آشنا شدیم

 بی هیچ کلامی یکدیگر را درک کردیم

حرفهای ناگفته ای بود

و با ترانه هایت سکوت را در هم شکستیم

آدمی در رنج غوطه ور است

و عشق بار دیگر متولد خواهد شد

جهان در گردش است

و رویا و حقیقت از هم جدا هستند .
دیدگاه ها (۱۶)

مراقبه با نورالهی بخش۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط