توی ده شلمرود،

توی ده شلمرود،
حسنی تک و تنها بود.
حسنی نگو، بلا بگو،
تنبل تنبلا بگو...
تنها روی سه پایه نشسته بود تو سایه
دائم میگفت #من_بلد_نیستم

کره الاغ #کدخدا
یورتمه میرفت تو کوچه ها...
– الاغه چرا یورتمه میری؟
– دارم میرم #مذاکره کنم، دیرم شده، عجله دارم.
– الاغ خوب نازنین،
سر در هوا، سم بر زمین،
یالت بلند و پرمو، دمت مثال جارو،
یک کمی بمن سواری میدی؟
–بله که میدم
+ چرا میدی؟
–واسه اینکه من ظریفم.
پیش همه ضعیفم...
اما تو چی؟
+ #نه_مرسی
دیدگاه ها (۱۵)

شعر نوستالژیک حسنی توی ده شلمرود توی ده شلمرودحسنی تک و تنها...

توی ده اس ام رود جوگینی تک و تنها بودجونگینی نگو بلا بگو ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط