ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را
دیدگاه ها (۱)

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصلِ خود دوایی کن دل...

خدایا به وصل خود دوایی کن حال ما را

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو... 🕊️✨و اندر دل آتش ...

دل ناله کند از من

دیوانه ی  محبت  جانانه ام  هـنوزدست  از دلم  بدار که دیوانه ...

پرسید که دیوانه چرا عاشقِ اویی؟ گفتم که سوالِ تو خودش عینِ ج...

تقدیم به زندگیم:ما با غمت ز شادی عالم گذشته ایمور  بنگری ز ل...

در دل و جان خانه کردی عاقبتهر دو را دیوانه کردی عاقبتآمدی کآ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط