{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنگاه که غرور کسی را له می کنی

آنگاه که غرور کسی را له می کنی
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خُرد شدن غرورش را نشنوی
آنگاه که خدا را میبینی و بنده خدا را نادیده می انگاری
می خواهم بدانم
دستانت را به سوی کدام اسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟
دیدگاه ها (۱)

این روزها بازار خداحافظی گرم استکلاغ ها با مترسکبرگ ها با شا...

گفتم:خسته ام!گفت:از رحمت خدا نااميد نشويد.(زمر/٥٣)گفتم:هيچكس...

. . .

تاريخ فقط براي خواندن نيست، براي عبرت گرفتن هم هستبدانيد و ب...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

آنگاه که غرور کسی را له می کنیآنگاه که کاخ آرزوهای کسی را وی...

آنگاه که غرور کسی را له می کنیآنگاه که کاخ آرزوهای کسی را وی...

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را و...

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را و...

آنگاه که غرور کسی را له می کنیآنگاه که کاخ آرزوهای کسی را وی...

آنگاه که غرور کسی را له می کنیآنگاه که کاخ آرزوهای کسی را وی...

SheRafat:آنگاه که غرور کسی را له می کنیآنگاه که کاخ آرزوهای ...

آنگاه که غرور کسی را له میکنی،آنگاه که بنده ای را نادیده می ...

آنگاه که غرور کسی را له میکنی آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط