( شعر از خودم)
( شعر از خودم)
یارا کجا گشتی نهان , پنهان مشو از دیدگان *
هر کس رود از دیدگان, از دل بگردد هم نهان*
آهسته آهسته بیا , پا نه درون سینه ها *
این سینه را از کینه ها صیقل بزن ای مهربان*
در کوه و جنگل سر به سر در کوی و برزن دربه در*
می جویم از یارم خبر , باز آ بیا رخ کن عیان *
خورشید تابانم تویی , ماه درخشانم تویی*
هم این و هم آنم تویی , پرتو فشان بر آسمان*
دریای جوشانی مگر , موج خروشانی مگر*
طوفان و بارانی مگر,کین گونه شد بر هم جهان*
زین آزمون چیزی بگو چون بردنش شد آرزو*
خواهی بگو خواهی مگو , بازنده ام زین امتحان*
پرسم بهاران را چه شد,گویی که یاران را چه شد*
گویم که یاران را به شد از دوریت رخ چون خزان*
لالی چه می گویی خموش آرام شو بازا به هوش*
از یار زهر آید به نوش , تا عمر گردد جاودان*
( لطفا نظر دهید)
یارا کجا گشتی نهان , پنهان مشو از دیدگان *
هر کس رود از دیدگان, از دل بگردد هم نهان*
آهسته آهسته بیا , پا نه درون سینه ها *
این سینه را از کینه ها صیقل بزن ای مهربان*
در کوه و جنگل سر به سر در کوی و برزن دربه در*
می جویم از یارم خبر , باز آ بیا رخ کن عیان *
خورشید تابانم تویی , ماه درخشانم تویی*
هم این و هم آنم تویی , پرتو فشان بر آسمان*
دریای جوشانی مگر , موج خروشانی مگر*
طوفان و بارانی مگر,کین گونه شد بر هم جهان*
زین آزمون چیزی بگو چون بردنش شد آرزو*
خواهی بگو خواهی مگو , بازنده ام زین امتحان*
پرسم بهاران را چه شد,گویی که یاران را چه شد*
گویم که یاران را به شد از دوریت رخ چون خزان*
لالی چه می گویی خموش آرام شو بازا به هوش*
از یار زهر آید به نوش , تا عمر گردد جاودان*
( لطفا نظر دهید)
- ۸۵۴
- ۱۸ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط