تقدیر

#پارت۲
پارت ۲
تو ایستگاه اتوبوس بودم که یهو دیدم پسر جونن بهم لبخند زد
& من شمارو میشناسم
¥فک نمیکنم ولی خانم زیبایی هستی ها
& با یه اخم کوچیک خیلی ممنون
¥ او چه عصبی ببینم دنبال کار نیستی
& کار ؟ چه کاری
¥ خب واقعیتش رفیقم یه بار داره بارش توی شهر معروفه دنبال کسی که اونجا به مردم نوشیدنی بده
& آها خب نمی‌دونم زیاد شغل جالبی نی
¥ هعی بیخیال در آمد خوبی داره توهم که زیبایی قرار نی کار خاصی کنی فقط نوشیدنی هارو آماده کن و رفتار خوبی با مشتری ها داشته باش
& نمیدونستم چیکار کنم کار کردن تو بار جالب نبود از یه سمت هم شدید به یه کار و پول خوب نیاز داشتم
&خب باشه قبوله
¥اوکی شب ساعت ۹ میبینمت توی بار ایکس آی
& اوکی حله
¥ فقط اگه نزاشتنت داخل بگو ای طرف جکسون اومدم
&حل
چند ساعت بعد
شب ساعت ۸ شده بود تصمیم گرفتم کم کم حاضر بشم و را بیفتم یه لباس تقریباً بلند پوشیدم و به رز صورتی زدم را افتادم
جلو در پر دخترایی بود که با لباس های لختی خودشونو به نمایش گذاشته بودن
میخواستم وارد بشم که دو نفر جلومو گرفتن
هعی خانم شما کی هستید
& خب ، از طرق جکسون اومدم
بهم پوزخند زدن خب اوکیه میتونید برید داخل پوزخند شو نو نفهمیدم وارد بار شدم ...
#رمان‌#مافیایی
دیدگاه ها (۴)

من عاشق دشمنم شدم پارت دوم

اورلورا

پنهان عشق

THE FIRST KISSPART: 1ویو ات: چند روزه به شدت حواس پرت شدم غذ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

ازدواج اجباری

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and Snow‌PART 4ــــــــــــ...

پارت ۲۵

Dark hearth

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط