لبانت را می بوسم

لبانت را می بوسم
که با آن گفتی عاشقت شدم
دستانت را می بوسم
که به سویم می آید
آغوشت را می فشارم
که ایمن ترین آغوش عاشقانه است
بوسه ات را دوست دارم
چون اولین بوسه عشق است
نگاهت را می پرستم
که نخستین آن بر من است
شیدا ومستم
از آن همه بوسه
نگاه آغوش
عجبم که جان ندهم
در هنگام طپش لبانم
هنگام آغوش گرفتنت به سان
خاری در بر کلی
عطر یاس بگیرم
گرمای جان بگیرم
صفای دل بگیرم
آن چنان شوم
که تو بخواهی
در این آشفته بازار بی عاشقان
صبوحی بشکنم
می ، بریزم
دفی بزنم
سازی کوک کنم
مستان را به رقص آورم
عاشقان را به جمع بخوانم
رقص بوسه بر یار است
مستی در لبان عاشقی است
هوشیاری در بی هشی است
بس عشقم
لبانت را بر لبانم بگذار
شاید جان سپارم
در اولین بوسه تو
دیدگاه ها (۱۰)

مهناز الله وردی میگونی

تنها ترین بهانه برای زندگی ست مادر.دخترم برام فرستاد

دلم برای خودم سوخت که نه قدرت تصمیم گیری داشتم ونه جرات حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط