تو چه گفتی سهراب!

تو چه گفتی سهراب!

خانه دوست کجاست؟

می نویسم به ورق

خانه اش در دل ماست

که میانش ترک اینه هاست

و چنان می گرید

وبه کس هیچ نگوید

غم تنهایی خود

و به دل بار غمی است

تو چه گفتی سهراب!

خانه دوست کجاست؟

خانه دوست دل غمزده ایست

که اسمانش ابریست

وبدان سو که او می نگرد

دستهایش خالیست

روزگارش شده سخت

در دم غرش طوفان گم شد

و بدان ساحل جانان نرسید

پس بدان خانه دوست

دل بشکسته ماست

که علی می گوید

و رهش می پوید...
دیدگاه ها (۱)

مي گوييم مادرم هر كه رفته سفر برگشته؛ پدر دوست من، پدر همساي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط