{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خنده زدی زنده شدم ، طعنه زدی بنده شدم

خنده زدی زنده شدم ، طعنه زدی بنده شدم
جلوه ی لبخند تو را دیدم و رقصنده شدم

یوسف گم گشته تویی ، احسن الافسانه تویی
روی تو را دیدم و من عصمت لغزنده شدم

راز در این خانه مگو با دل پروانه که شب
شعله ی عشق آمد و من آتش سوزنده شدم

عقل مترسان و بیار ، از قدح باده ی ناب
چون که من از ساغر و می فربه و بالنده شدم

شمع تویی ، نور تویی شهره ی کاشانه تویی
مِهر تو را دارم و زان این همه تابنده شدم

گفت مرا ساده دلی ، وز گهر خاک و گِلی
رفتم و بی منت می در غمش افکنده شدم

شعر و غزل چاره نشد بر دل شوریده ی من
رندم و از شوکت او ، یکسره شرمنده شدم
دیدگاه ها (۲)

خنده زدی زنـده شدم ، طعنه زدی بنده شدمجــلوه ی لبخند تـو را ...

خنده زدی زنده شدم ، طعنه زدی بنده شدمجلوه لبخند تو را دیدم و...

خنده زدی زنده شدم ، طعنه زدی بنده شدمجلوه لبخند تو را دیدم و...

عاشقانه

آه ای خدای من!گم گشته ام تو بودی و کردم چو دیده باز ،دیدم به...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانه...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـد از جـداییــهـــا حکـــ...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود، از هر مژه چون سیل روان...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود، از هر مژه چون سیل روان...

🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط