بیـخـودی پَرسـه زدیـم ، صبحـمان شـب بشـود ؛ بیـخودی حـرص
بیـخـودی پَرسـه زدیـم ، صبحـمان شـب بشـود ؛ بیـخودی حـرص زدیـم ، سهـم مـان کم نشـود ؛ مـا خـدا را با خـود ، سردعـوا بـردیـم ؛ و قسـم ها خـوردیـم ؛ مـا به هَـم بَـد کردیـم ؛ مـا به هـم بـَد گفتیـم ، مـا حقیـقت ها را ، زیـر پـا له کردیـم ؛ و چقـدر حـظ بردیـم ، که زرنگـی کردیـم ؛ روی هـر حـادثـه ای ، حـرفـی از عشـق زدیـم
از شُـما مـی پُرسـم ، مـا که را گـول زدیــم . . . ؟؟
از شُـما مـی پُرسـم ، مـا که را گـول زدیــم . . . ؟؟
- ۷۴۲
- ۱۸ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط