{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بز را بکش تا تغییر کنی !

بز را بکش تا تغییر کنی !
روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. شبی را در خانه ی زنی با چادر محقر وچند فرزند گذراندند واز شیر تنها بزی که داشت خوردند. مرید فکرکرد کاش قادر بود به او کمک کند. وقتی این را به مرشد خود گفت او پس از اندکی تامل پاسخ داد:"اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!".
مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و شبانه بز را در تاریکی کشت ...
سال ها گذشت و روزی مرید ومرشد وارد شهری زیبا شدند وسراغ تاجر بزرگ را گرفتند که زنی بود با لباس های مجلل و خدم و حشم فراوان. وقتی راز موفقیتش را جویا شدند، زن گفت سال ها پیش من تنها یک بز داشتم ویک روز صبح دیدیم که مرده. مجبور شدیم برای گذران زندگی هر کدام به کاری روی آوریم. فرزند بزرگ ترم زمین زراعی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا ودیگری با قبایل اطراف داد و ستد کرد...
مرید فهمید هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدو تغییرمان است و باید برای رسیدن به موفقیت و تغییرات بهتر آن را قربانی کرد.

یکی از دوستان فرستاد فکر کنم پیام خوبی دارد.
دیدگاه ها (۱)

بووووووس

قربون خنده اش

ﺷﺨﺼﻰ ﻧﺰﺩ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪﯼ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻫﻰ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦﻣﺤﻠﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﮔ...

حرفها سه دسته اند:دسته اول :گفتنی هادسته دوم :نوشتنی هاو دست...

روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. شبی را در خانه ی زن...

بُز را بکش تا تغییر کنی !روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر ...

بُز را بکش تا تغییر کنی !روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر ...

🔴 بُز را بکش تا تغییر کنی !روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سف...

بُز را بکُش تا تغییر کنی !روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر...

بُز را بکش تا تغییر کنی !روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر ...

🍃 🍃 روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند.شبی را در خانه ...

روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفرهایشا...

روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفرهایشا...

بز درونت را بکش!!!روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط