عاشقانه

اين بار زنده مي خواهمت
نه در رويا نه در مجاز
اين که خسته بيايي
بنشيني در برابرم در اين کافه پير
نه لبخند بزني آن گونه که در روياست
ونه نگاه عاشقانه بدوزي در نگاهم
صندلي ات را عوض کني
در کنارم بنشيني
سر خسته ات را روي شانه ام بگذاري
وبه جاي دوستت دارم بگويي
گم کرده ام تو را ، کجايي ؟
دیدگاه ها (۰)

این بار زنده می خواهمتنه در رویانه در مجازاین که خسته بیاییب...

#این بار زنده می خواهمتنه در رویا نه در مجازاین که خسته بیای...

این بار زنده می خواهمتنه در رویا نه در مجازاین که خسته بیایی...

این بار زنده می خواهمتنه در رویا نه در مجازاین که خسته بیایی...

این بار زنده می خواهمتنه در رویا نه در مجازاین که خسته بیایی...

این بار زنده می خواهمتنه در رویا نه در مجازاین که خسته بیایی...

این بار زنده می خواهمتنه در رویا نه در مجازاین که خسته بیایی...

این بار زنده می خواهمتنه در رویا نه در مجازاین که خسته بیایی...

این بار زنده می خواهمتنه در رویا نه در مجازاین که خسته بیایی...

این بار زنده می خواهمتنه در رویا نه در مجازاین که خسته بیایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط