اس پیک هایس 9
/چون منم مخالف این کاره یوجینم ما قرار گزاشته بودیم به دخترا اسیب نزنیم اما تو کاری کردی که بزنه زیر قانونمون و کاریش نمی تونیم بکنیم فردا هم کارت قرمزت باطل میشه الانم برو
ولی چطوری برم اونا اون بیرونن نمی تونم
/اگه اونا نباشن میتونی بری؟
همینطور که بهش نگاه میکردم فندکم رو روس حسگر اب گذاشتمو یهو صدای اژیر اتش بلند شد
#اه لعنتی این چیه دیگه؟
¥اینو کم داشتیم فقط بدتر از این نمیشه
(باغبان های مدرسه : £)
£یااااا شما کی هستید هاااا
#چشم کردی داداش، بدتر شد
¥الان وقت زر زدن نیس بدووو
£یاااااا وایسیددد
~~~~~~~~
/خب بنظر میاد که رفتن توم برو خونه (رفتم)
بلند شدمو با سرعت رفتم خونه وقتی که رسیدم خودمو رویه تختم ولو کردم و به فکر فرو رفتم
/برگشتم خونه لباسمو عوض کردم
~~~~~~~
(ویو یوجین تویه خونش، حیاط پشتی)
×احمقااااااا چطور نتونستید از پس یه دختر بر بیاید هااااا
#ببخشید رئیس
¥متاسفیم
×متاسفید؟.... (نفس عمیق) متاسفید اره؟ متاسفن ((یکم اروم و با حرص))
(برگشتمو نگاهشون کردمو یه مشت زدم تو صورتشون)
از جلو چشمم خفه شید بی عرضه ها
#، ¥چشم چشم (رفتیم)
داداش اروم باش
×چطورهمچین چیزیو ازم میخوای؟
/(رسیدم خونه یوجین) سلام بچه ها
×کجا بودی؟
/بیرون
×چیکار میکردی؟
داداش بازجویی نیکنی حتما کار داشته دیگه...
×هوفففف من میرم استراحت کنم
(فلش بک به فردا صبح)
وارد مدرسه شدم همه چپ چپ نگام. میکردن وسایلمو تویه کمدم گذاشتم و داشتم میرفتم که لوسی رو دیدم
سلام لوسییی
*(سکوت)
عام نگران من نباش، من اوکیم
*(سکوت کردمو رفتم)
این چش شد... اه...
(یه تشت از اب کثیف ریختن روم و با توپ ریختن سرمو کتکم زدن)
با بدبختی از دستشون فرار کردم و رفتم تا لباسمو تمیز کنم وقتی تمیز کردم کفشم رو دراوردم که..
ولی چطوری برم اونا اون بیرونن نمی تونم
/اگه اونا نباشن میتونی بری؟
همینطور که بهش نگاه میکردم فندکم رو روس حسگر اب گذاشتمو یهو صدای اژیر اتش بلند شد
#اه لعنتی این چیه دیگه؟
¥اینو کم داشتیم فقط بدتر از این نمیشه
(باغبان های مدرسه : £)
£یااااا شما کی هستید هاااا
#چشم کردی داداش، بدتر شد
¥الان وقت زر زدن نیس بدووو
£یاااااا وایسیددد
~~~~~~~~
/خب بنظر میاد که رفتن توم برو خونه (رفتم)
بلند شدمو با سرعت رفتم خونه وقتی که رسیدم خودمو رویه تختم ولو کردم و به فکر فرو رفتم
/برگشتم خونه لباسمو عوض کردم
~~~~~~~
(ویو یوجین تویه خونش، حیاط پشتی)
×احمقااااااا چطور نتونستید از پس یه دختر بر بیاید هااااا
#ببخشید رئیس
¥متاسفیم
×متاسفید؟.... (نفس عمیق) متاسفید اره؟ متاسفن ((یکم اروم و با حرص))
(برگشتمو نگاهشون کردمو یه مشت زدم تو صورتشون)
از جلو چشمم خفه شید بی عرضه ها
#، ¥چشم چشم (رفتیم)
داداش اروم باش
×چطورهمچین چیزیو ازم میخوای؟
/(رسیدم خونه یوجین) سلام بچه ها
×کجا بودی؟
/بیرون
×چیکار میکردی؟
داداش بازجویی نیکنی حتما کار داشته دیگه...
×هوفففف من میرم استراحت کنم
(فلش بک به فردا صبح)
وارد مدرسه شدم همه چپ چپ نگام. میکردن وسایلمو تویه کمدم گذاشتم و داشتم میرفتم که لوسی رو دیدم
سلام لوسییی
*(سکوت)
عام نگران من نباش، من اوکیم
*(سکوت کردمو رفتم)
این چش شد... اه...
(یه تشت از اب کثیف ریختن روم و با توپ ریختن سرمو کتکم زدن)
با بدبختی از دستشون فرار کردم و رفتم تا لباسمو تمیز کنم وقتی تمیز کردم کفشم رو دراوردم که..
- ۵.۲k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط