خارم، ولی گلاب زِ من می‌توان گرفت

خارم، ولی گلاب زِ من می‌توان گرفت
از بس‌ ڪه بوی همدمیِ گل گرفته‌ام...

#لطفی_نیشابوری
#شعر
دیدگاه ها (۱)

سحر که باد صبا از رخش نقاب گرفتدو دست صبح به روی خود آفتاب گ...

درخت گل بودم خارم تو کردیبه درد و غم گرفتارم تو کردیدرخت گل ...

.مَردها ڪہ شعر نمیگویند" زن " را بہ آغوش مے ڪِشند بہ سینہ می...

منکه نازکتر ز گل آزرده می سازد دلم کی دلم راضی شود با گل بیا...

دفتر شعر مرا باد ورق میزد وبازبوی عطر نفستمشک فشانی می کرد.....

خواستم در دفترم عکسی کِشَم از صورتت ؛دیدم از بس ناز داری دل ...

چرا تا اونا درخواست آتش بس میدن

🌺☘🌺☘🌺☘🌺پنجشنبہ ڪہ میشودمے‌رویم تاخالے شویمپنجشنبہ حڪایتےدیگر...

من ماندم و کوچه‌ای که بوی رفتنت را می‌داد… 🖤🥀#شعر #دکلمه #غم...

رفقا متوجه شدید چقدر بوی گل نرگس و یاس می‌آید… اللهم عجل لول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط