دیوارنگاره پرنگاره بخش سوم مخلوقات میانی

در این نویسه به ادامه نویسه‌های قبلی می‌پردازم. اینجای دیوارنگاره چند #مخلوق غیرعادی رسم شده است. درختی با شاخه‌های اندک، اما با میوه‌هایی غیرعادی، تعدادی سر، بدون بدن، که از حالت چشم و دهانشان پیداست، #آهنگ و سرودی را می‌خوانند. اینکه چه می‌خوانند را شاید دقیق نتوان گفت؛ اما از انبوه واژگانی که در اطراف این درخت و سرها شناورند احتمالا می‌توان به آن را #زمزمه‌ای #فلسفی_اخلاقی ربط داد. من که نتوانستم شعرش را درک کنم؛ ولی از جمعبندی حدودی واژگان کنار هم برداشت من این است که آن زمزمه به #فروتنی و #خاکساری فرد، برای رسیدن به بزرگی و احترام می‌پردازد. حل معمای متن شعر، با شمای خواننده 😉
و حالا می‌رسیم به پایین درخت. یک دستگاه میز مانند که دو بال و سری مزین به #حلقه_روحانی دارد. پایین آن دستگاه، نوشته‌ای در وسط ابر_متنی و در میان توده‌های برگ دیده می‌شود. "این یک #ماشین_چاپ است که خوشحال است." ظاهر خطوط اطراف این وسیله گویای آن است که ماشین چاپ کذایی هنوز کار می‌کند، منتها در #عالم_باقی! شاید ارادتی که طراحان این دیوارنگاره نسبت به آن ابزار داشته‌‌اند باعث شده تا به یادش بخشی را در این اثر بگنجانند.
آن پایینتر یک نشانگر [فلش] خمیده و تیره‌رنگ هم دیده می‌شود که در ناحیه دم یک نوشته دیگر دارد: "پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست" و چه طنز با معنایی که اصلا در نوک نشانگر پنجره‌ای دیده نمی‌شود!!
دیوار نگاره در سمت چپ هم طرحهای قابل بحثی دارد که می‌گذارمش برای نویسه‌ای دیگر.
دیدگاه ها (۰)

ریشه‌های نادیدنی زندگی:درخت، دو مسیر رشد دارد.یک مسیر رو به ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_62فصل بیست‌وهشت...

پارت ۳

پیامی که نباید می‌رسید پارت ۲ | ساختمان قدیمی چرا اسم...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۷ | «نامه‌ای که هرگز خواند...

پارت اول | میزِ کنار پنجرهصدای زنگ کوچکی که بالای در کافه بو...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_52فصل بیست‌وسوم...

𝖕𝖆𝖗𝖙4اتاق مارال رو به باغ شرقی قصر بود. صبح‌ها، نور از میان ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆چند دقیقه‌ای بود که توی اتاق ن...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۳۰ | پایانساعت هشت شب...سوا و جونگ‌کوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط